شرح
است ، اين ظهور ، اختصاص به وجود حق ندارد و اين كلام ، در اراده و علم و قدرت و ساير صفات كمالى نيز جارى است ، چون جميع صفات كمالي به حسب تجلى حق ، سارى در اعيان و ظاهر در جميع اشياست .
به نظر تحقيق و تدقيق ، جميع موجودات ( عقول طولى و عرضى و وجودات برزخى و موجودات مادى ) از مراتب وجود و علم و قدرت و اراده و مشيت حقاند و بر نفوذ قدرت و علم و وجود او در اقطار كاينات شاهداند . چون مراتب ادراك وجودات نسبت به قوت وجودى حق ضعيف است نمىشود حق را شهود نمود ، كثرت ظهور و نور سبب خفاى حق گرديده است « فسبحان من احتجب لشدة ظهوره ، و اختفى عن البصائر بإشراق نوره » . از حضرت كاظم عليه السّلام مروى است ، « احتجب به غير حجاب محجوب ، و استتر به غير ستر مستور » « 1 » از فريب نقش نتوان خامهء نقاش ديد .
و چون حق تعالى ظاهرترين اشيا است ، بالذات مشهود است و به واسطهء او وجودات ، مشهود و معلومند ، و او در معلوميت ، از غير مستغنى است . مولاى موحدين شاهنشاه اوليا و عرفا ، على عليه السّلام فرموده است : « يا من دلّ على ذاته بذاته ، و تنزّه عن مجانسة مخلوقاته » « 2 » . شهود حق و استدلال از ذات حق به حق ، مشاهدهاى است كه از براى كمّل از اهل توحيد حاصل مىشده است اين مشاهده و شهود و كشف نسبت به اشخاص مختلف است . براى بعضى ، شهود حق مقام است و آنى از حق غفلت ندارند ، مثل شهود على عليه السّلام حق را به حسب باطن ولايت . لسان حال سالك در اين مقام « رأيت ربّي به عين قلبي » « 3 »
هامش
دوست نزديكتر از من به من است * وين عجبتر كه من از وى دورم
چه كنم با كه توان گفت كه دوست * در كنار من و من مهجورم( 1 ) . التوحيد ، ص 179 ، باب نفي المكان ، ح 12 . و نقل عن الرضا عليه السّلام في الكافي ، ج 1 ، ص 105 باب النهي عن الجسم و الصورة ، ح 3 ؛ بحار الأنوار ، ج 4 ، ص 263 ، ح 11 نقلا عن العيون .
( 2 ) . جزو دعاى صباح است ، ر . ك : بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 339 ، ح 19 .
( 3 ) . يافت نشد ولى مضمونش در روايات آمده است ، ر ، ك بحار الأنوار ، ج 9 ، ص 290 ، ح 3 ، و ج 16 ، ص 327 ، ح 25 ، و ج 18 ، ص 340 ، ح 43 . در اين سه مورد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است بلى سيد حيدر آملى - قدس سره - در جامع الأسرار ، ص 299 چنين نقل مىكند : « رأيت ربّي به عين ربّي » .