مطلق باشد » است . آخوند در ضمن برهانى مشرقى [ 1 ] مبدأ وجود را اثبات كرده .
مشعر دوم : در بيان آن است كه حقيقت حقهء حق از حيث قوت وجود ، تناهى ندارد و چون صرف الوجود است ، داراى حد و نهايت نيست . [ 2 ]
مشعر سوم : در بيان وحدت حق تعالى است و اين كه مبدأ وجودات چون صرف است ، قابل تعدد و تكثّر نيست « صرف الشيء لا يتعدّد و لا يتكثّر » . شيخ الاشراق به اين قاعده در مقامات متعدد استدلال نموده است . [ 3 ]
مشعر چهارم : در بيان آن است كه خداوند ، مبدأ و غايت جميع اشيا است و جميع حقايق وجودى به وجود حق منتهى مىشوند و هر وجودى كه مبدأ اشياست ، بايد منتهاى جميع حقايق نيز باشد .
مشعر پنجم : در اثبات آن است كه حق اول تعالى تمام و كمال هر شىء و صورت تماميهء ممكنات است ، چون وجود ، حقيقت بسيط و تفاوت در افراد حقيقت وجود به كمال و نقص و شدت و ضعف است ، حق تعالى اصل است و مظاهر وجودى ، ظهورات و تدلّيات اويند و هر مظهرى قائم به مظهر است .
شرح
[ 1 ] وجه تسميهء برهان به مشرقى آن است كه اين برهان از مشرق عالم عقل طالع شده است و يا آن كه مبدأ افاضه و اشراق اين برهان ، مشرق حقيقى است كه مبدأ اول باشد و يا وجه تسميهء آن به برهان مشرقى از آن جهت است كه نتيجهء اين برهان ، اثبات وجود حق است و حقيقت حق - جل جلاله - شمس الشموس عالم وجود و مبدأ جميع انوار طوليه و عرضيه است و جميع حقايق ، از آن حضرت مفاض است ، عرفا از آن حقيقت به حضرت ذات تعبير نمودهاند .
اين برهان ، برهانى قوى و محكم است و ملا صدرا در كتب خود به اين طريق براى اثبات مبدأ وجود تمسك نموده است .
[ 2 ] روى همين جهت است كه جميع ممكنات ، محدودند و از مقام وجوب وجود و صرافت هستى انحطاط دارند و هر موجود مقيدى متقوم به وجود مطلق و به حسب ذات « ليس صرف » و از ناحيهء علت ، موجود است و بالذات متصف به وجود نيست .پيش بىحد هرچه باحد است « لا » ست * كل شىء غير وجه الله فناست[ 3 ] « و صرف الوجود الذي لا أتمّ منه كلّ ما فرضته ثانيا له ، فهو هو » . ر . ك : التلويحات ضمن مجموعهء مصنّفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 35 ؛ اسفار ، ج 1 ، ص 135 .