و هو نور محض قائم بنفسه درّاك لذاته و لخالقه تعالى و هو عقل محض و قد اتّفق على صحّته جميع الحكماء الإلهيّين و الأنبياء عليهم السّلام قال سيّدنا و نبيّنا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم :
شرح
اين كه در روايات ديگر وارد شده است : « أوّل ما خلق اللّه العقل » يا « أوّل ما خلق اللّه نوري » و يا « أوّل ما خلق اللّه روحي » « 1 » و يا « أوّل ما خلق اللّه القلم » و يا « أوّل ما خلق اللّه ملك كروبي « 2 » همهء اين روايات صادر از مصدر عصمت و طهارت ، اوصاف و نعوت از براى يك شىء است « و كلّ إلى ذاك الجمال يشير » .
حكما عقل را به موجودى اطلاق نمودهاند كه به حسب ذات و فعل ، هر دو مجرد باشد ؛ چون جواهر عالم بر چند قسماند .
يك قسم موجودى است كه به حسب اصل ذات و حقيقت و كمال وجودى ، محتاج به ماده است و ذاتا و وجودا انغمار در ماده دارد ، اين ، عبارت است از موجودات جسمانى نظير معادن ، نباتات و بالجمله هر موجودى كه داراى روح مجرد نمىباشد .
برخى از موجودات به حسب ذات ، تجرد دارند ، ولى به حسب فعل و استكمالات ، احتياج به ماده دارند ، مثل نفوس ناطقهء انسانى و نفوس متعلق به ابدان ساير انواع حيوانات كه داراى خيال بالفعلند .
قسم ديگر از موجودات ذاتا و فعلا تجرد دارند و به حسب فطرت ، تام العيار خلق شدهاند به دو ، و حشر آنها يكى است مثل عقول طولي و عرضي و موجودات برزخي .
اين قسم از موجودات بدون تراخى و مهلت ، از علت خود صادر گرديده و داراى امكان استعدادى نيستند ، لذا ازلىّ الوجودند . دليل بر وجود عقل مجرد آن است كه علت أولى و حق اول تام الوجود و عالم و قادر و جواد على الاطلاق و همهء كمالات وجودى را به نحو اعلى دارا و در آن وجود مقدس بخل راه ندارد .
چون جواد على الاطلاق است و امساك او از فيض محال است و عقل مجرد هم احتياج به زمان و ماده و مكان و ساير چيزهايى كه ماديات در وجود به آنها احتياج دارند ، ندارد و صرف امكان ذاتى از براى آن كه از علت خود صادر گردد كافى است و بايد موجودات به
هامش
( 1 ) . علم اليقين ، ج 1 ، ص 224 .
( 2 ) . لم نعثر عليه في الجوامع الروائيّة .