رسائل خود تصريح كرده است .
شرح
صحبت فارغ تبريزى كمال الدين چلبى دلكش و حافظهاش بىغش بود . از وطن مألوف به شيراز رفت و از محضر علامهء زمان ملاميرزاجان استفاده نمود و ملّاميرزاجان او را مىستود .
مدتى در صحبت أفضل الدين « 1 » محمد تركه ( م - 991 ه . ق ) طلب استفاده نمود .
گفته شد مير فندرسكى مدتى از مجلس درس علّامه چلبى بيك كه در حافظه و سرعت انتقال نظير نداشت استفاده نمود ولى استفادهء كامل از محضر سيّد محقق داماد بود . حقير در جلد اوّل منتخبات فلسفى به شرح احوال حضرت مير فندرسكى پرداختهام و آثار او را بررسى نموده و آثار او دلالت صريح دارد بر اين كه آن بزرگوار نه با مسألهء حركت جوهرى ميانهاى داشته است و نه مثل نورى افلاطونى را تلقى به قبول نموده است . او تابع حكماى مشائى است و مكاتبهء او با معاصران صريح در نفى تشكيك در ذاتيات است و رسالهء صناعيهء آن بزرگوار نيز دلالت دارد بر آن كه او روش ابن سينا را در كليهء مسائل مهم پيروى نموده است .
قصيدهاى در جواب ناصر خسرو از آن جناب تراوش نموده كه :« چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آن چه در بالاستى »دلالت بر اعتقاد او به مثل أفلاطونى ندارد .
اين كه برخى براى إظهار لحيه قصيده را به طريقهء صدر الحكماء و حكيم سبزوارى شرح كردهاند ، سر بى صاحب تراشيدهاند .
كليهء تلاميذ جناب مير تابع رئيس ابن سينا هستند و در آثار خود ملا صدرا را تخطئه نمودهاند و از او به بعض الفضلاء تعبير كردهاند از جمله : آقا حسين خوانسارى و محقق سبزوارى و ملا رجبعلى تبريزى . قصيدهء مير فندرسكى با مذاق حكماى مشّاء سازگار است نه با مشرب اساتيد اشراق .
از آنجا كه افلاك به عقيدهء قدما متحركند به حركت دورى و حامل روشنان فلكى ، يعنى
هامش
( 1 ) . كاروان هند ، جلد دوم ( 972 ه ق ) ص 974 و 975 . به مجلد اول كاروان هند ، صفحات 15 و شانزده و هفده مراجعه شود .