تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
هذا الكلام من المصنّف أي قوله : « إنّ الماهية إذا اعتبرت بذاتها مجرّدة عن الوجود فهي معدومة » مبنيّ على ما قاله في الشاهد الأوّل إنّ انضمام الوجود
شرح
بدون ملاحظهء وجود و عدم در آن ، ماهيت به اين لحاظ نه موجود است و نه معدوم . اگر وجود ، امرى خارجى نباشد ، ثبوت وجود از براى ماهيت محال است و ممكن نيست موجود را بر ماهيت حمل كنيم ، به آن جهت كه ثبوت هر مفهومى از براى هر موضوعى فرع ثبوت مثبت له و وجود موضوع است ؛ وجود اگر اعتبارى باشد و ماهيت هم كه به حسب نفس ذات و جوهر حقيقت وجود ندارد ، ضم مفهوم اعتبارى به مفهوم اعتبارى ديگر سبب و موجب اتصاف ماهيت به وجود نمىگردد و ماهيت از حد استوا خارج نمىشود . اين كه قائل به اصالت ماهيت گفته است : « ماهيت اگرچه در مرتبهء ذات مستحق حمل موجود نمىباشد ، ولى به اعتبار اضافه و انتساب به جاعل از اين حالت خارج شده و وجود انتزاعى مصدرى بر آن حمل مىشود » . جواب داده‌اند كه نسبت وجود به ماهيت مثل نسبت بنوّت به اولاد نيست كه به جهت انتساب به شخص واحد كه پدر باشد اتصاف حاصل شود ، چون نسبت ، حصولش دائما بعد از وجود منتسبين است و در اضافهء مقولى تكرر نسبت شرط است ، ولى اتصاف ماهيت به وجود در مقام نفس ذات است . ماهيت و وجود در وعاى خارج و ذهن بلكه در جميع اكوان متحدند . توضيح اين برهان به نحو اختصار آن است كه تارة نفس ذات ماهيات را ملاحظه مىكنيم و نظر ما در اين لحاظ بر ذات و ذاتيات ماهيت مقصور است ، هر ماهيتى به اين لحاظ جز ذات و ذاتيات خود چيزى را واجد نيست و مقايسه هم نمىشود با چيزهايى كه خارج از نفس ذات ماهيت هستند ، اعم از آن كه آن امور خارج از امور اصيل واقعى باشند يا امور عدمى و مفاهيم اعتبارى يا انتزاعى . ماهيت در اين لحاظ و در اين مرتبه نه ملحوظ به نحو به شرط لائيت است و نه به شرط شيئيت ، يعنى نه به شرط لا و مجرّد است و نه به شرط شىء و مخلوط . و تارة ماهيت را نسبت به امور خارج از ذات خود لحاظ مىكنيم ، به اين نظر ماهيت از سه حال خالى نيست : يا ملحوظ با وجود است و يا ملاحظه مىشود بدون وجود و يا لا به شرط و غير آبى از اتصاف به وجود و عدم است . گفته‌اند : « ماهيت يا مخلوط است يا مجرد و يا مطلق » . مورد بحث ، ذات ماهيت است به