تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
هذا موجود في الخارج و ذلك موجود في الذهن ، ليسا من قبيل الظروف و الأمكنة
شرح
انتزاعى و از اعراض عامه باشد ، بايد هيچ فرقى بين خارج و ذهن نباشد . و چون ماهيات به وجود خارجى منشأ آثار و احكامند و به وجودات ذهنيه آثار بر آنها مترتب نمىشود ، بايد اين دو نحو از وجود ، مختلف باشند كه ماهيت با يكى منشأ احكام و با ديگرى مصدر آثار نباشد . به عبارت ديگر از براى ماهيت واحد ، حصولات متعدد است ، گاهى ماهيت به وجود خارجى تحقق پيدا مىنمايد و در اين نحو از تحقق ، داراى آثار و احكام است . و گاهى در ذهن حاصل مىشود و آثار ندارد . معنى و مفهوم واحد ، فى نفسه متعدد نمىشود مگر آن كه با حصولات متعدد متحد شود ، اگر از براى مفهوم « حصول » و « وجود » افرادى نباشد كه به حسب طور وجود و نحوهء حقيقت ، قابل شدت و ضعف باشد كه ماهيت به‌واسطهء فنا و التجا و اتحاد با آن حصولات و وجودات ، احكام مختلف داشته باشد ، و وجود امر اعتبارى صرف باشد بايد بين حصول خارجى و ذهنى فرق نباشد . اين برهان را مرحوم صدر المتالهين در اين كتاب « 1 » و حاجى سبزوارى در منظومه « 2 » و حواشى اسفار « 3 » ذكر فرموده‌اند . و نگارنده ، آن را به چند تقريب بيان نمود . اگر قائل به اصالت ماهيت بگويد : ممكن است ماهيت واحد ، داراى اطوار متعدد باشد ، به اعتبار مجعوليت و انتساب به جاعل ، مستحق حمل موجود و منشأ آثار و احكام گردد و در ذهن چون تحقق عنوانى و مرآتى دارد و به تبع وجود « نفس » تحقق دارد ، منشأ اثر و ترتب احكام نيست . جواب مىدهيم : نفس مفهوم بما هو هو جميع انحا و اطوار حصولات از جاعليت و مجعوليت را فاقد است . اتصاف آن به شدت و ضعف و مجعوليت و ذهنيت و خارجيت بايد به أمرى وراى سنخ ذات و جوهر طبيعت باشد . نهايت حرفى كه مىشود در توجيه و تقرير اين برهان گفت اين است .
هامش
( 1 ) . المشاعر ، ص 62 . ( 2 ) . شرح المنظومة ، قسم الحكمة ، ص 11 . ( 3 ) . الأسفار ، ج 1 ، صص 259 و 264 و 285 - 286 ، حواشي الحكيم السبزواري قدس سره .