تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
مصداق الموجود أمر متحقّق و موجود في الخارج . و حاصله أن الأمر المتحقّق في الخارج وجود و هو بنفسه موجود و متحقّق في الخارج . « و اعلم أنّ كلّ موجود في الخارج غير الوجود ، ففيه شوب تركيب [ 1 ] و لو عقلا
شرح
[ 1 ] غير از حقيقت مقدس حق ، هيچ وجودى از تركيب كه ملازم با فقدان و نيستى مىباشد ، معرّا نيست . لذا در كلام اساطين حكمت وارد است كه « كل ممكن زوج تركيبى » « 1 » حقيقت مقدس حق ، علت تام مستقل از براى وجود اشيا است . و چون تساوى در رتبهء وجود و تكافؤ در مرتبهء بين علت معطى وجود و معلول ، ناقض حديث عليت و معلوليت و مبطل باب افاضه و استفاضه است ، معلول بالذات حيثيت ذاتش حيثيت ربط و فقر و جهتى غير از اين جهت ندارد ، لذا صدر المتألهين وجودات امكانى را روابط محض و صرف دانسته و محققان از اهل حكمت برآنند كه اين ، شأن ذاتى ممكن است ، كما اين كه استقلال در وجود ، مقوم ذات حقيقت حق مىباشد . و معلول نسبتش به علت فياض نسبت فرع به اصل و ظل به ذى ظل و رقيقه به حقيقه مىباشد . قهرا وجود مستقل حق تعالى كه هستى محض و وجود صرف و حقيقت بسيط نورى است كه در او به وجه من الوجوه ظلمت راه ندارد ، به حسب نفس ذات ، بر اشياى خارجى و معاليل امكانى مقدم است و موجودات امكانى به حسب جوهر ذات و تخوم حقيقت ، از وجود واجبى ازلى متاخرند . و اين تأخّر با انتزاع مفاهيم كلى و ماهيات امكانى ملازم است ؛ چه هر علت فياض واجد همهء كمالات معلول با شيئى زايد است ، ولى معلول به اندازهء حد وجودى خود از علت فياض استفاضهء وجود مىنمايد و اين حدى كه وجود را از صرافت خارج نموده است ، عبارة اخراى معناى ماهوى است . و اين حدود امكانى از تجليات و ظهورات حقيقت هستى مطلق هستند كه از موجودات مجعول معلول منبعث مىشوند . و معلوليت دائما مساوق و ملازم با تركيب و عدم بساطت است و هيچ موجود امكانى از ماهيت كلى امكانى خالى نمى باشد . اين جهت امكانى ، در موجودات مختلف است ، وجود هر چه از منبع جود دور
هامش
( 1 ) . از كلام شيخ الرئيس - قدس سرّه - اخذ كرده‌اند كه مىفرمايد : « . . . لأنّ الذي له ( أي لممكن الوجود ) باعتبار ذاته غير الذي له من غيره » . ر . ك : الإلهيّات من كتاب الشفاء ، ص 61 ، فصل هفتم از مقالهء اوّل .