شرح
است - به حسب فعل بر همهء اشيا منبسط شده است و از تجلى آن حقيقت ، جميع موجودات ظاهر شدهاند ، فعل او در همهء ذرات سارى است و اصل ذاتش نسبت به همهء موجودات احاطهء قيومى دارد . سريان حق در اشيا به اعتبار ظهور و تجلى و انبساط وجود منبسط است كه متصف به عموم و اطلاق و كليت خارجى است نه مفهومى . بيان تحقيقى اين مطلب غامض ، آن است كه حق تعالى چون بسيط بالذات و واحد به جميع اعتبارات و متصف به وحدت حقيقى ذاتى است ، از او صادر نمىشود مگر واحد . اين موجود واحد ، نزد حكماى عظام عقل اول و نزد محققان از عرفا وجود منبسط است .
وجود منبسط عارض بر هياكل ممكنات ، با ذات واجبى تغاير ندارد مگر به نسب و اعتبارات و تعين و تعددى كه از ناحيهء ظهور در غير حاصل شده است . تعدد و تعين ، از نعوت ذاتى وجود است كه به واسطهء تعلق به مظاهر و هياكل امكانى ، موجود مىشود ، چون اصل حقيقت وجود از جميع تعينات عارى است ، حقيقت وجود نيز به نعوتى متصف مىشود كه به واسطهء تعلق به بواطن حاصل مىگردد نظير بطون و تعين علمى و تكثر معانى و حقايق به اعتبار ظهور ذات از براى ذات در مقام تعين اول و مقام أحديت و مرتبهء او ادنى . تعيناتى كه در مقام أحدى ظاهر مىشود ، به وجود منبسط مربوط نمىباشد . وجود ، بعد از تعين ثانى و مقام واحديت و مرتبهء اسما و صفات و قاب قوسين به واسطهء استعدادات موجود در اعيان ثابته و استدعاى هر ممكنى ظهور خارجى را قبول غيريت و سوائيت نموده و از تجلى حق در مرتبهء واحديت ، وجود منبسط مبدأ ظهور ماهيات و اعيان ممكنات مىشود . وجود منبسط جهت ارتباط وحدت صرف نسبت به متكثرات و اعيان ممكنات مىباشد .
اصل حقيقت وجود ، واحد است و چون وحدتش وحدت عددى نيست ، با تجلى در متكثرات و اتحاد با متعددات منافات ندارد . اين وجود ، داراى بطون و ظهور است . مقام بطون آن ، حق و مقام ظهور آن ، خلق است . و مقام خلق به اعتبار وحدت سارى در همهء ممكنات وجود منبسط است . حقيقت وجود لا به شرط از اطلاق و تقييد است . مقام اطلاق و ظهورش وجود منبسط است . بنابراين وجود مطلق يعنى لا به شرط « مقسمى » داراى دو اعتبار است :