[ چهارم : ] آن كه ديده و راهنما و آيى نه او باشى ، [ پنجم : ] آن كه تو سير نباشى و او گرسنه باشد و تو سيراب نباشى و او تشنه باشد و تو پوشيده نباشى و او عريان باشد . [ ششم : ] آنكه اگر تو ، خدمت كارى داشته باشى و او نداشته باشد واجب است كه خادم خود را بفرستى كه جامهاش را بشويد و طعامش را بسازد و رخت خوابش را بگستراند . [ هفتم : ] آن كه اگر تو را قسم دهد به عمل آورى ، و اگر تو را به خانهى خود دعوت كند قبول كنى ، و اگر بيمار شود به عيادتش به روى ، و اگر بميرد به جنازهاش حاضر شوى ، و اگر بدانى كه حاجتى دارد پيشىگيرى به برآوردن آن پيش از آن كه از تو سؤال كند ، چون چنين كنى پيوند كردهاى محبّت خود را به محبّت او و محبّت او را به محبّت خود « 1 » » . و وارد شده كه : « بر شما باد به خيرخواهى خلايق ، كه هيچ عملى نزد خدا بهتر از اين نيست . « 2 » »
فصل پنجم : در قضاى حاجت مؤمنان و سعى در كارهاى ايشان نمودن و شاد گردانيدن ايشان را
بدان كه : هيچ عبادتى نزد خدا محبوبتر از شاد گردانيدن مؤمن نيست . « 3 » « ل » و هر كه مؤمنى را شاد گردانيد رسول خدا صلى الله عليه و آله را شاد گردانيده ، و هر كه آن حضرت را شاد گرداند خدا را خوشنود گردانيده . « 4 » « ق » و روايت شده كه : هر كه مؤمنى را شاد گرداند