مسلمان خود ، خدا هفتاد و پنج هزار ملك را بفرستد كه او را سايه كنند ، و به هر قدمى براى او حسنه بنويسند و گناهى محو كنند و درجهاى بلند كنند ، و چون از كارسازى او فارغ شود ثواب حجّ و عمره در نامهى عملش بنويسند . « 1 » » و نيز از آن حضرت منقول است كه : « مؤمنى كه برادر مؤمنش حاجتى به نزد او بياورد و او قادر نباشد بر برآوردن حاجت او و دلش غمگين شود به سبب اين ، خدا به همين جهت بهشت را بر او واجب گرداند . « 2 » » و در حديث معتبر از علىّ بن الحسين عليه السلام منقول است كه : « بگردان مسلمان را به نزد خود به منزلهى اهل خانهى خود ، پيران ايشان را به منزلهى پدر خود بدان و خردان ايشان را به منزلهى فرزند خود بدان ، و آنها كه هم سنّ تو باشند به منزلهى برادر خود بدان ، چون چنين كنى پس بر كدام يك از اينها مىخواهى كه ستم كنى يا نفرين كنى يا عيب ايشان را فاش كنى ؟ ! و اگر شيطان خواهد كه تو را فريب دهد كه خود را از ديگران بهتر دانى اگر كسى را ببينى كه از تو بزرگتر است بگو كه او در ايمان و اعمال شايسته بر من پيشى گرفته است پس از من بهتر است ، و اگر خردتر از خود را ببينى ، بگو من بيشتر از او گناه كردهام پس او از من بهتر است ، و اگر هم سال خود را ببينى ، بگو كه يقين در گناه خود دارم و در گناه او شك دارم ، پس چرا يقين خود را براى شك بگذارم ، و اگر ببينى مردم تو را تعظيم و تكريم مىكنند ، بگو اين از نيكى ايشان است به محاسن آداب عمل مىكنند ، و اگر ايشان از تو دورى كنند و تو را حرمت ندارند ، بگو اين از گناهى است كه من كردهام ، چون چنين كنى زندگى بر تو آسان شود و دوستانت بسيار شوند و دشمنانت كم شوند ، و از نيكى ايشان شاد شوى و از بدى اشان دل تنگ نشوى ، و بدان كه گرامىترين مردم بر مردم كسى است كه
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٩١
هامش
( 1 ) . همان ، ص 197 ، ح 3 .
( 2 ) . پيشين ، ص 196 ، ح 14 .