مستحبّات و نهى از مكروهات واجب نيست بلكه سنّت است . و وجوب امر به واجب و نهى از حرام چهار شرط دارد : اول ، آن كه شخصِ آمر و ناهى ، علم داشته باشد به اين كه آن فعل واجب است يا حرام ؛ نه آن كه بر او مشتبه باشد . دوم ، آن كه احتمال اثرى در آن بدهد . سوم ، آن كه متضمّن مفسدهاى و ضررى به خود يا به يكى از مسلمانان نباشد . چهارم ، آن كه از تاركِ واجب يا فاعل حرام آثار پشيمانى و توبه به ظهور نرسد . و از جمله امورى كه در اين مقام لازم است ، آن است كه علم به صدور آن به هم رسيده باشد ؛ امّا به محض احتمال يا مظنّه ، تجسّس لازم ندارد و درصدد فحص نبايد برآيد . و بدان كه سزاوار است از براى صاحب اين صفت آن كه خوش خُلق و صبور و حليم و قوىّ النّفس باشد . و بايد طمع در كسى نداشته باشد و خيرخواه مردمان و مهربان به ايشان باشد ، و معرفت به تفاوت اخلاق مردم داشته باشد ، تا با هر كسى به نوعى كه مناسب است رفتار نمايد و به مكرهاى نفس مكّاره و كيد شيطان ، بينا و دانا باشد . و نيّت خود را از براى خدا خالص كند و استعانت و يارى از او جويد . و بِدان نيز كه از براى امر به معروف و نهى از منكر چند مرتبه است : 1 - انكار قلبى است « 2 » . 2 - ارشاد و هدايت است . 3 - اظهار كراهت و تنفّر از شخص عاصى و كناره جويى از اوست . 4 - به زبان منع كردن است ، به نصيحت . اگر مفيد نشد به تهديد . اگر نه به درشتى سخنان . اگر نه ، به دشنام دادن ، به لفظِ « جاهل » و « احمق » و « نادان » و امثال اينها .
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٤٧
هامش
( 2 ) . مقصود از انكار قلبى ، همان تنفر قلبى است بدون آن كه اثرى در صورت او داشته باشد ، زيرااظهار كراهت وتنفّر را جزو مرتبه سوم ذكر فرمودهاست ، البه اين كه كراهت قلبى بدون آثار خارجى جزو مراتب امر به معروف است يالازمه ايمان ، محلّ بحث است .