وارد شده . و بس است در اين جا همين حديث كه : « اعانت مكن ايشان را در بناى مسجد » . « 1 » [ عدالت ] و ضدّ ظلم ، عدالت به معنى اخصّ است كه بازداشتن خود باشد از ستم بر بندگان و دفع ظلم از ايشان به قدر امكان . و شرافت اين صفت از حيّز وصف بيرون است . و در آيات و اخبار كثيره امر به عدل و داد و مدح و ترغيب بر آن شده و عدالت در يك ساعت بهتر از عبادت هفتاد سال ذكر شده . و فوايد عدالت از آن بيشتر است كه در اين مختصر جزيى از آن ذكر شود . و به تجربه و عيان ظاهر شده كه اين شيوهى مرضيّه مايهى تحصيل دوستى نزديك و دور ، و باعث مشهور شدن است در اطراف و اكناف ؛ چنان چه مىبينيم كه زياده از هزار و سيصد سال است كه نوشيروان عادل در بستر خاك خفته و زبان مردم به نام ناميش مزيّن گرديده و طناب عمر چندين هزار پادشاه به تيغ اجَل گسسته و هنوز آوازه زنجير عدلش در گنبد گردون پيچيده است . پس اى جان عزيز من :
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٤٢
« منه دل بدين دولت پنج روز * به دود دل خلق خود را مسوز
چنان زى كه ذكرت به تحسين كنند * چو مُردى ، نَه بر گور نفرين « 2 » كنند
نبايد به رسم بد ، آيى ن نهادكه * گويند لعنت بر او كه اين نهاد « 3 » »
[
] صفت چهارم ، ترك اعانت مسلمين است . و منشأ اين صفت ، اگر حسد يا عداوت
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 129 .
( 2 ) . در برخى از چاپها ، لعنت .
( 3 ) . بوستان ، باب اول در عدل و تدبير و رأى ، حكايت 26 ، ص 116 .