تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
( 2 ) - آنچه بر پيشوايان مسلمانان و علما و حكَّام ايشان لازم است ، اين اقدام مهم است كه در برابر سيرى و بهره ورى بيش از اندازهء ظالمان اقتصادى و گرسنگى و كمبود دارى انسانهاى مستضعف و محروم سكوت اختيار نكنند ، بلكه به گرفتن حقوق ناتوانان از توانگران قيام كنند ، و آن حقوق را به ايشان برسانند . و اين يك وظيفهء اجرائى است كه جاى خالى آن را پند و موعظه هرگز نمىگيرد ، چه حرف زدن و وعده دادن ، و خطبه و شعار ، شكم گرسنه اى را سير نمىكند و تنهاى برهنه را نمىپوشاند ، و براى هيچ بىخانمانى ، خانمان نمىشود . ( 3 ) - شأن دين اسلام بالاتر و والاتر از آن است كه امر عدالت اجتماعى و احقاق حقوق محرومان را به ايستارهايى غير اجرائى همچون وعظ و شعار پراكنى و خطبه سرايى مربوط سازد ، و از ستمگريها و تجاوزهاى مالى و معيشتى كه صورت مىگيرد - بخصوص به هنگام داشتن قدرت - چشم پوشى كند . ( 4 ) - اين امر واجب ، در ايّام غيبت امام بر عهدهء فقيه مقتدر مجرى عدالت ( به عمل نه به سخن ) ، يا حكومت واقعى اسلامى عامل بالعدل است ؛ پس در آن هنگام كه حكومت اسلامى در كشورى رسميّت پيدا كند ، از مهمترين واجبات آن بر پا داشتن قسط است كه از همهء كارهاى اصلاحى ديگر ريشه دارتر و اساسىتر است ، و ريشهء همهء اصلاحات است ، چه « عدل حيات احكام است » و « با عدل زندگى مردم اصلاح مىشود » ، و بوسيلهء اجراى عدالت دين در ميان مردم محفوظ مىماند ، و بدان وسيله ( نه امور سطحى و حفظ برخى ظواهر ) ، امر مسلمانان قوام و استحكام پيدا مىكند ، و چنان كه تجربه نشان داده است ، راه رسيدن سيلهاى بنيان كنى كه حيثيّت و بقاى دين را تهديد مىكند بدينسان بسته مىشود . پس امر چرخش مال - از لحاظ تنظيم - و نظارت شديد بر اين چرخش و تداول ، و اصلاح آن در هنگام انحراف پيدا كردن ، بر دوش