امور مهم محسوب نمىشود . آنان را گمان چنين است كه تقوى امرى فردى است و به مردم و اهتمام به خرج دادن در كار مردم - بويژه طبقات مستضعف و خرد شده - و مقاومت كردن در برابر آنچه مايهء خرد شدن ايشان و فرزندانشان مىشود ( از راه قطع كردن دستهايى كه ثروتهاى ايشان را مىربايد و زد و بندهايى كه به نام ايشان انجام مىشود ) ، و همچنين به قيام كردن براى آنچه به صلاح ايشان است ، ارتباطى ندارد ! اين پندارى فاسد است كه بعضى از ساده لوحان - اشخاص دور از فهم حقيقت دين و حقايق زندگى و واقعيّت اجتماع - به اذهان امثال خود القا مىكنند ، و آنان را از حضور اجتماعى فعّال و وارد شدن در حركتها و نهضتهاى بيداركننده و سازنده ، و ايستادگى به صورت شايسته براى دست يافتن به آنچه صلاح مردم است ، و جلوگيرى كردن از آنچه مايهء فساد مىشود باز مىدارند ؛ و اين همه در حالى است كه تعاليم اسلام تقواى فردى را نمىپذيرد ، و كسى را كه تنها در بند خود است و اهتمامى در بارهء امور برادران و خواهران مسلمان خود - بلكه ديگر انسانها - ندارد ، و با داشتن همسايهء گرسنه شب را با سيرى به خواب مىرود ، يا كسى كه به تعليم و تربيت محرومان نمىپردازد ، از مسلمانى و ايمان و نجات به دور معرّفى مىكند .
و مايهء دهشت است كه گروهى از پيوستگان به اسلام ، اين دين انسانى سازندهء افراد و زنده كنندهء جامعه ها را ، تنها منحصر در بعضى از مناسك فردى و عبادتهاى شخصى مىدانند ، و از اجرا كردن احكام اجتماعى و قضايى و اقتصادى درخشان آن تن مىزنند ، و چنان گمان دارند كه به بهترين صورت به آداب مسلمانى خويش عمل مىكنند ، و خود را عابدانى متعهّد و پرهيزگار مىشمارند ، در صورتى كه هرگز چنين نيست ! خدا كسانى از بندگان خود را دوستتر دارد كه نفع آنان بيشتر به بندگان او برسد ، و هيچ نفعى عامتر و فراگيرتر از كوشش مجدّانه براى اجراى عدالت در ميان توده ها نيست ، تا در نتيجه ، زندگى آنان شكوفا شود ، و بندگان ستمديدهء خدا ايمنى و آسايشى پيدا كنند ، و سرزمينهاى مرده زنده شود ، و مردمان آن نيز از گذراندن زندگى به صورت مرگ
الحياة ( فارسي ) — صفحة 625
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٦٢٥