اول : پزشكى است و درمان و داروها و نرخها و كيفيّتهاى سطحى و گاه قلَّابى آنها ، « 1 » و نرخهاى سرسامآور بيمارستانها و هزينه هاى كمرشكن رايج در آنها و عملهاى جرّاحى و هزينه هاى سنگين آنها و . . .
دوم : كتابها و نشريّه ها و اجحافهايى كه بيشتر صاحبان كتابفروشيها و مؤسّسات نشر كتاب در حقّ مردم روا مىدارند .
انصاف و عدل را حياتى ، و ادارهء امور را ارزشى ، و انسان را كرامتى در آن جامعه نيست كه حاكميّت آن ، بوسيلهء مأموران با شخصيّت و امين و مقتدر و متعهّد ، از مكيدن خون مردم در اين دو ناحيه ، جلوگيرى به عمل نياورد .
هشدارى بسيار حياتى
كار نظارت بر امور مالى و روابط اقتصادى جامعه ، تنها با نظارت بر بازارها و نرخها و كيفيّت كالاها پايان نمىيابد ، و تكليف شرعى به همين اندازه ادا نمىشود ، « 2 » و سلامت اقتصادى جامعه ، و عمل به شعار قرآنى « * ( أَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزانَ ) * » ، به اين مقدار تحقّق نمىيابد ؛ بلكه بايد بر همهء موارد مالى و همهء خرجها و دخلهاى مملكتى ، و سفرها و سفره ها ، در هر نهاد و بنياد و وزارتخانه ، و مؤسسه هاى وابسته و . . . ( و تشكيلات اقتصاديى كه براى رسيدن به سودهاى كلان - در راستاهاى مربوط - پديد آوردهاند و پديد مىآورند ، به دست هر كس و در هر مقام و لباس و با هر نسبت و خويشى و ارتباط ) ، با كمال وسواس ، و با
هامش
« 1 » . در عين اينكه خدمات صادقانهء پزشكان شريف و بيمارستانهاى منصف را با كمال احترام سپاس مىگزاريم .
« 2 » . كه البته همين اندازه هم اكنون وجود ندارد ، و گرگها ( بازرگانان و فروشندگان - به تعبير احاديث كه مكرر نقل كردهايم ( جلد سوّم / 385 ) ، استخوان گوسفندان ( مشتريان - توده ها ) را مىشكنند ، و پشم و پوست آنان را مىكنند ، و خون آنان را مىمكند .