تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
چنين نوشت : ( 1 ) هنگامى كه نامهء مرا خواندى ، ابن هرمه را از نظارت بازار بر كنار دار ، و او را به مردم معرّفى كن ، و به زندانش افكن ، و رسوايش ساز ، و به همهء بخشهاى تابع « اهواز » بنويس كه من اين گونه عقوبتى ( شديد ) براى او معيّن كرده‌ام . مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهى كنى ، كه نزد خداوند خوار مىشوى . و من به زشتترين صورت ممكن تو را از كار بر كنار مىكنم - و خدا آن روز را نياورد - و چون روز جمعه رسيد او را از زندان در آور و 35 تازيانه بزن و در بازارها بگردان . و هر كس گواهى آورد ( كه ابن هرمه از او چيزى ستانده است ) ، او را با گواه خود قسم ده ، و مبلغ مورد شهادت را از مال ابن هرمه بردار و به طلبكار بده . دوباره ابن هرمه را - خوار و سرافكنده و بىآبرو - به زندان بازگردان ، و پاهايش را در بند گذار ، و تنها براى نماز باز كن ؛ فقط اگر كسى برايش خوراك يا نوشابه يا پوشاك يا زيراندازى آورد به او برسان . و مگذار ملاقاتى داشته باشد كه راه پاسخگويى به محاكمه را به او نشان دهد و به آزاد شدن از زندان اميدوارش سازد . و اگر دانستى كه كسى چيزى ( عذرى ) به او آموخته است كه به مسلمانى زيانى مىرساند ، او را نيز تازيانه بزن و به زندان انداز تا توبه كند . شبها زندانيان را به فضاى باز بياور تا تفريح كنند جز ابن هرمه ، مگر بترسى كه بميرد . در اين صورت او را نيز با ديگران به حياط زندان بياور . و اگر ديدى هنوز طاقت تازيانه خوردن دارد ، پس از 30 روز ، 35 تازيانهء ديگر به او بزن - پس از 35 تازيانهء اول . و براى من بنويس كه در بارهء « بازار » ( و نظارت بر آن و پايان دادن به هر گونه خيانتى به مردم ) چه كردى ، و پس از اين خائن ، چه كسى را براى نظارت برگزيدى . در ضمن حقوق ابن هرمهء خائن را قطع كن .