، اين حديث و امثال آن پشت انسان را مىشكند ، پشت متصدّيان امور و كارمندان مسئول و مسئوليّتشناس و ديندار جامعه هايى كه ادّعاى مسلمانى مىكنند ، بخصوص قانونگذاران ايشان كه بايد پيوسته هواخواه كسانى باشند كه دايم از دست مىروند ، و چشمها آنان را به خوارى مىنگرد ، و هيچ كس به سخنانشان گوش فرا نمىدارد .
از اينجا متوجّه پر اهميت بودن مسئوليت علما و فقهايى مىشويم كه تأسيس حكومت و دولت مىكنند ، يا خود به ادارهء امور كشور مىپردازند ، يا بر آن نظارت دارند ، يا در قانونگذاريها سهيمند ، كه بارى سنگين - بسيار سنگين ! - بر دوش دارند ، و آن نگاهبانى از حيثيّت اسلام است در داخل اجتماع - بويژه در نفوس و اعتقادات جوانان ، بدون كمترين فشار و ترساندن - و پاسدارى از نام نيك اسلام در اطراف و اكناف جهان .
و اين دو نگاهبانى و پاسدارى تحقّق پيدا نخواهد كرد ، جز با استفاده از توانهاى نوعى اسلام براى از بين بردن دو بلاى تكاثر و فقر ، و باز پس گرفتن حقوق غصبشدهء مستضعفان و باز گرداندن كرامت به هدر رفتهء ايشان ، و اثبات اين امر كه تشريعات احكام اسلامى از گونه اى است كه ثروتمندان و صاحب نفوذان طمع در ستم كردن نمىتوانند داشت ، و ناتوانان از اجراى عدالت نوميد نخواهند بود .
و اگر اين احكام عملى گشت ، ناظران آگاه و هوشيار خواهند ديد كه چگونه مسلمانان شانه به زير بار مسئوليّتهاى خويش مىدهند ، و چگونه با مردم و توده ها رفتار مىكنند ، و چگونه واقعيّتهاى زندگى را مىفهمند ، و چگونه از دين حنيف جاودانى خدا آگاهى دارند و در آن تفقّه مىكنند . و اگر به اجراى عدالت - بدان گونه كه ياد شد - نپردازند حكومت و دولت ايشان - چنان كه پس از اين خواهد آمد - سست مىشود ، و در اين هنگام است كه - معاذ الله - وهن و سستى به اسلام راه مىيابد . بخصوص در نظر جوانانى و كسانى كه از مجموعهء تعليمات اسلامى آگاهى و اطَّلاعى ندارند ، و همين عملكردها را در قضاوت و برخورد و رفتار و روش قاضى و دادگاه و برخورداريهاى كسانى چند و . . . ملاك اسلام مىدانند . . . و لا حول و لا قوّة إلَّا با لله . . . .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 532
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٣٢