إمامك : أنّك تقسم فيء المسلمين الَّذي حازته رماحهم و خيولهم و أريقت عليه دماؤهم ، فيمن اعتامك من أعراب قومك . فو الَّذي فلق الحبّة و برأ النّسمة ، لئن كان ذلك حقّا لتجدنّ بك عليّ هوانا ، و لتخفّنّ عندي ميزانا ، فلا تستهن بحقّ ربّك ، و لا تصلح دنياك بمحق دينك ، فتكون من الأخسرين أعمالا . ألا ! و إنّ حقّ من قبلك و قبلنا من المسلمين ، في قسمة هذا الفيء سواء ، يردون عندي عليه ، و يصدرون عنه . « 1 »
( 1 ) امام على « ع » - در نامه اى به مصقلة بن هبيرهء شيبانى ، كه كارگزار او در - اردشيرخرّه بود : از تو به من خبرى رسيده است كه اگر چنان كرده باشى خداى خويش را ناخشنود كرده اى ، و امام خويش را خشمگين ساخته اى ! : گفتهاند تو غنيمت مسلمانان را كه با نيزه ها و اسبهاى آنان به دست آمده و با ريختن خونهاشان فراهم شده است ، در ميان عربهايى كه خويشان و اطرافيان تواند پخش مىكنى ! به خدايى كه دانه را شكافته و جاندار را آفريده است ، اگر اين سخن راست باشد ، نزد من فرو افتاده اى ، و منزلت خويش را از دست داده اى ؛ پس حق پروردگار خود را كوچك مشمار ، و دنياى خود را با نابود كردن دينت آباد مگردان ، كه در اين صورت از جملهء زيانكاران باشى . آگاه باش كه : مسلمانانى كه نزد تو و ما به سر مىبرند ، همه حقّشان از اين غنيمت يكسان است ، مىآيند ، و حق خود را مىگيرند و بازمىگردند . 6
الإمام علي « ع » - من كتاب له إلى بعض عمّاله : و إنّي أقسم با لله قسما صادقا ، لئن بلغني انّك خنت من فيء المسلمين شيئا - صغيرا أو كبيرا - لأشدنّ عليك شدّة تدعك قليل الوفر ، ثقيل الظَّهر ، ضئيل الأمر ، و السّلام . « 2 »
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 961 - 962 ؛ « عبده » 3 / 76 .
« 2 » . « نهج البلاغه » / 870 ؛ « عبده » 3 / 22 .