تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
موجب پديد آمدن فقر در قشرهايى مىشود ؛ نيز افراط در مصرف كالاها و نعمتها ( اتراف و اسراف ) ، كه - بطبع - باعث محروم ماندن ديگران يا كم رسيدن به آنان مىگردد . . . و همچنين ظلم فكرى و فرهنگى و سست كردن بنيان اعتقادى مردم و ربايش ايمان جامعه ، بويژه نسلهاى ناآگاه جوان - از دختر و پسر ، دانشجو و غير دانشجو - كه از سويى دچار كششهاى سخت شكن غرايزند ، و بيشترى از اراده اى مقاوم برخوردار نيستند ، و رهايى از حدود و قيود تكليفى را دوست دارند ، و از سويى - با كمال درد و دريغ - از دين و اصول اجتماعى و اقتصادى و سياسى و تعاليم اصيل آن اطَّلاع درستى ندارند ، و عملكردهاى دنيادارانه و نامنطبق با موازين اسلام ، و اشخاص فارغ از تعهّد را از چشم دين مىبيند و به حساب دين مىگذارند ، و در عقيده و عمل سست مىشوند . . . و در مواردى به لجبازى و ارتكاب اعمال خلاف دين و ترك تكليفهاى الهى خود كشيده مىشوند ، و زيان مىبينند و خود نمىدانند . . . كه البته در ايجاد اين جنجال فاجعه آميز و مصيبت بار ، عملكردهاى به فرصت رسيدگان ، و بىتعهّديهاى نامتعهّدان موقعيّت يافته ، و دنيا طلبان به دنيا رسيده - در هر لباس و مقام - بسى مؤثّر است ؛ و اينان نيز از ظالمانند - ظالمان بزرگ - و در حال جنگ با خدا . . . و مستحقّ لعنت خدا و خلق خدا . . . * ( ( ألا ! لعنة اللَّه على القوم الظَّالمين ) ) * . براى « نگاهى به سراسر فصل » ، پايان فصل چهل و پنجم را ببينيد ، يعنى : آخر فصلهاى سه گانهء « وظايف حكومت اسلامى در بارهء اموال » .