تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
( 1 ) امام على « ع » : ( مالكا ! ) ، حاكم ( بطبع ) ، دوستان و نزديكانى دارد ( با اين ويژگيها ) كه خود را بر ديگران مقدّم مىشمارند ، و به حق ديگران دست درازى مىكنند ، و در معاملات با مردم چندان انصاف نمىدهند . مادّهء ( فساد و تجاوز ) اين گونه كسان را با قطع اين روابط و ويژه ويژه خواهيها از ريشه بكن ، مبادا به يكى از اين اطرافيان و خويشان قطعه زمينى از زمينهاى مسلمانان ( و امتيازى و موافقتى و فرصتى . . . ) بدهى ، مبادا يكى از آنان طمع ورزد كه ملكى در اختيارش گذارى ، تا به همسايگان خود ، در حقّابه اى ، يا رسيدگى مشتركى زيان رساند ، و همهء هزينه را به گردن آنان وانهد . و ( در نتيجهء چنين خاصّه بخشيها ) ، لقمه اى گوارا در دهان آنان گذارده شود نه تو ، و فقط ننگ آن در دنيا و آخرت براى تو بماند و براى تو ! . . .

ح - جنگ با خدا

9 الإمام علي « ع » : . . . أنصف الله و أنصف النّاس من نفسك ، و من خاصّة أهلك و من لك فيه هوى من رعيّتك ، فإنّك إلَّا تفعل تظلم ، و من ظلم عباد الله كان الله خصمه دون عباده ، و من خاصمه الله أدحض حجّته ، و كان لله حربا حتّى ينزع و يتوب . . . « 1 » ( 2 ) امام على « ع » : ( اى مالك ! ) در برابر خدا ( و انجام تكليفهاى خدايى ) و در برابر مردم ، انسانى با انصاف باش ، و نزديكترين كسانت و دوستان محبوبت را به انصاف داشتن وادار ، زيرا اگر انصاف را ( نسبت به همه و در بارهء همه ) رعايت نكنى ( به بندگان خدا ) ظلم كرده اى . و هر كس به بندگان خدا ظلم
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 995 - 996 ؛ « عبده » 3 / 95 .