- و در آن هنگام هيچ تعليم و تربيت و فرهنگ يا علم اخلاقى مفيد واقع نخواهد شد . و كار به آنجا پايان مىپذيرد كه افراد بىبندوبار شوند و اجتماعات - در هويّت خود - سقوط كنند ، هر چند ظاهر آنها بر حال خود برقرار باشد .
( 19 ) - و بنا بر اين واقعيّت آزموده و محسوس ، مشاهده مىكنيم كه امام تربيت و عدالت ، در بارهء اصلاح قضاياى مالى چنين مىگويد :
« ما كان بالمدينة فلا أجل فيه . . . « 1 »
( 1 ) آنچه در مدينه باشد هيچ تأخيرى در آن روا نيست . . . » ، بدان جهت كه مهلت دادن در اصلاح روابط اقتصادى و پرداختن حقوق مالى و باز گرداندن امكانيّات غصب شده و زاد و توشه هاى به دزدى رفته ، و سستى و اهمال در آنها نشان دادن ، به منزلهء فريب دادن مردم و فرو ريختن شالوده هاى اصلى اجتماع و زندگى و تربيت و پيشرفت ، و منهدم ساختن پايه هايى است كه زندگى اسلامى در جانهاى افراد و احوال اجتماعات بر آنها تكيه دارد ، زيرا كه اصلاح و باز گرداندن ياد شده ، چنان ايجاب مىكند كه هر حقّى به صاحب آن كه به آن نيازمند است ، در وقت ضرورى معجّل ، برسد . و نبودن اين دو ( اصلاح و بازگرداندن ) ، سبب نرسيدن آن مىشود ، و در نتيجه شخص نيازمند صاحب حق و خانوادهء او در ورطه هاى از دست رفتن و ساقط شدن از همهء جهات فرو مىافتند ، و پس از آن ديگر فرصتى براى رهانيدن آنان از اين سقوط وجود نخواهد داشت ، مثل آنان همچون مثل بيمارى است كه هم اكنون به تزريق خون نياز دارد ، و نرسيدن خون در همين ساعت به او - هر چند با تأخير يك دقيقه هم باشد - به مرگ او مىانجامد .
و براى همين امور بوده است كه پيامبران و اوصياء « ع » ، از آغاز امر به اين اصلاح * ( « أَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزانَ ) * « 2 » پيمانه و ترازو را درست
هامش
« 1 » . فصل 7 ، از باب 11 ( جلد سوم / 273 - 275 ) .
« 2 » . « سورهء انعام » : 152 ، ( سورهء اعراف ) ( 7 ) : 85 ، « سورهء هود » ( 11 ) : 85 ، « سورهء اسرا » ( 17 ) : 35 ، « سورهء شعرا » ( 26 ) : 181 .