و ناكامان و در زير فشار قرار گرفتگان و استخوان خردشدگانى در آن يافت نشود ، چنين است ، و گر نه توانگرى منحصر در افراد و خانواده هاى معدود ، چيزى جز كيفيّاتى متناقض با توازن و قسط پديد نمىآورد ، و به بىبندوبارى و سقوط و زيانكارى و هلاك و گسيختگى عقيدتى و عملى و مرگ احكام و از دست رفتن ارزشها و سستى حق و منزوى شدن دين خواهد انجاميد .
( 13 ) - شيخ احمد بن فهد حلَّى ، در مقدّمهء « المهذّب البارع » ، هنگام بحث در بارهء فقه و اهميّت آن مىگويد : « . . . علم شرع علمى است كه نظام نوع وابستهء به آن است » . « 1 » پس اگر شرع الهى نظم دهنده به نوع انسانى باشد - كه چنين است - و فقه آن علمى است كه نظام نوع با آن تأمين مىشود - و آن نيز چنين است - در اين صورت ، مهمترين وظيفهء واجب اين فقه چه چيز است ؟ مهمترين امر براى فقاهت اسلامى عبارت از اين است كه به دليل غنايى كه دارد و منابع و قواعد و احكام و اجتهاد و « رسالى » بودن خود ، به از بين بردن فقر از عرصه هاى زندگى انسانى بپردازد تا عدل تحقّق پيدا كند ، و احكام الهى زنده شود ، و مردمان به آنها عمل كنند ، و در نتيجه امر نظم نوع صورت عمل به خود بگيرد .
و اگر چنين نشود ، كدام نظم است كه در عرصهء واقع تحقّق مىيابد و بر دو زندگى فرمان مىراند : زندگى توانگران نيرومند و زندگى مستضعفان از همه جا و همه چيز محروم ، زندگى گرگان درنده و خورنده و زندگى گوسفندان موى كنده و استخوان شكسته و له شده ( بنا بر تعبير احاديث ) ؟ زندگى مستكبران و زندگى مستضعفان ؟
( 14 ) - و يكى از چيزهايى كه به ايجاد زمينهء ياد شده ( احياء فقه تا شمول سراسر زندگى انسانى ) ، مىانجامد ، تجديد نظر فقهى در مقاديرى است كه توانگران و مالداران بايد بپردازند . داشتن چنين نظرى
هامش
« 1 » . « المهذّب البارع » 1 / 63 .