بپيماييد و بسنجيد ) ، و اين ردّ قاطع ( به خدا سوگند ، اگر ببينم كه « اموال بيت المال اموال عمومى » ، به مهر زنان يا بهاى كنيزكان رفته باشد ، آن را باز مىگردانم ) « 1 » مىپرداختهاند ، پس كلام على « ع » در پاسخ مهلت خواستن خليفهء سوم - كه در اصول معتبرهء تاريخ ذكر شده است - يعنى اين سخن : « هر چه در مدينه باشد هيچ تأخيرى در آن روا نيست » ، چيزى جز همخوانى با دعوتهاى پيامبران « ع » و فريادهاى ايشان نيست كه در گوش تاريخ پيچيده است .
و معلوم است كه واجب كردن حقوق ديگرى بر ثروتمندان و بويژه متكاثران ايشان ، فراهم آوردن زمينه براى تحقّق بخشيدن به توازن ياد شده است .
( 20 ) - بر اين امور مهم و سرنوشت ساز كه به آنها اشاره كرديم ، اين مطلب را نيز بيفزاييد كه جامعهء قرآنى واجب است كه پيوسته راه تكامل و پيشرفت و بالا رفتن را - چه از لحاظ فردى و چه از لحاظ اجتماعى و چه از لحاظ مادّى و چه از لحاظ معنوى - بپيمايد ، پس لازم است كه موانع از سر راه اين پيشرفت برداشته شود . و كدام مانع است كه بزرگتر از فقر و نتايج حاصل از آن باشد ؟ « 2 » و كدام چيز در رفع اين مانع ، تأثيرى بزرگتر از مالى دارد كه ثروتمندان به دليل حقوق مختلفى كه پرداختن آنها را بر عهده دارند بپردازند ، و به حدّى برسد كه همهء نيازمنديها و خواستهاى ضرورى مستمندان را از لحاظ خوراك و پوشاك و مسكن و ازدواج و بهداشت و آموزش و پرورش و فرهنگ و رسيدن به تخصّص و شركت ثمربخش و فعّال در اجتماع و رفتن به سفرهاى عبادتى و سياحتى تأمين كند .
( 21 ) - ما در « فصل پنجم » ، از « باب يازدهم » ، از « نقش امور مادّى در زندگى روحى و در انجام دادن واجبات و بر پا داشتن شعائر » سخن
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 66 ؛ « عبده » 1 / 42 .
« 2 » . فصل 29 - 30 ، از باب 11 ( جلد چهارم / 270 - 280 ) .