است » . و امثال فراوان ديگرى از اين احاديث كه در درون فصل گذشت . « 1 » - و از ائمّهء طاهرين « ع » نقل شده است كه :
« و من أدّى ما فرض الله عليه ، فقد قضى ما عليه
( 1 ) هر كس تمام آنچه را خدا بر او واجب كرده است ادا كند ، تكليف خود را به تمام انجام داده است » .
( 9 ) - و در مورد احاديث مربوط به « آن اندازه كه نياز فقيران را كفايت كند » ، و احاديث « زكات باطنى » و « حقّ معلوم » ، يك وحدت و يگانگى تعبيرى ( واجب كرد ) ، وجود دارد ، پس به چه دليل بايد « آن اندازه . . . كه كفايت كند » را تنها به « زكات ظاهرى » وابسته بدانيم ؟ و هيچ توجّه و اهتمامى به « زكات باطنى » و نقش آن در زدودن فقر و بدبختى و نيازمندى از بخشهاى بزرگ و فراوان اجتماع نداشته باشيم كه از بندگان محروم و محتاج و معذّب و مستضعف خدا تشكيل شده است ، در صورتى كه مىبينيم كه كتاب آسمانى ، بر پا داشتن قسط و از ميان بردن فقر را چنان مورد اهتمام قرار داده است كه همانندى براى آن نمىشناسيم ؟
( 10 ) - بنا بر آنچه گذشت ، آن كس كه هر دو زكات را ادا كند ، كسى است كه آنچه را كه بر عهده داشته انجام داده است ، و به اندازه اى داده است كه براى فقيران و نيازمندان كافى باشد ، نه آن كس كه تنها به زكات ظاهرى قناعت كند . و شايد محقّق سبزوارى مراعات احتياط را به سبب هدفى از اين گونه در نظر داشته است .
از آنجا كه اندازهء زكات باطنى معين نشده است ( و آن - به نصّ اخبار - از « زكات ظاهرى » بيشتر است ) ، و در قرآن كريم و احاديث آمده است كه پرداختن آن موكول به مقدار مال نيست ، بلكه به وجود سائلان و ناكامان در ميان توده هاى مردم موكول است ، كه تا محروم و
هامش
« 1 » . در پانوشت صفحهء 418 - 419 نيز اشاره اى به اين موضوع گذشت .