يك - دو آيه ، و برخى آيات مؤيّد ، و دو - اخبار فراوان مؤيّد يك ديگر در اين مقام ، و سه - آنچه از ظاهر سخن شيخ صدوق به نظر مىرسد ، و چهار - گفتهء شيخ انصارى به استفادهء وجوب از بسيارى از اخبار ، و پنج - آنچه در بارهء تقويت عدل و قسط در ميان توده ها آمده و اين عمل را هدف انگيخته شدن پيامبران « ع » شمرده است ، و شش - آنچه در خصوص بخشيدن مال به فقيران رسيده ، و كمك كردن مالى به آنان تا بتوانند خود و پسران و دخترانشان وظايف دينى خويش را انجام دهند ، و هفت - لزوم جلوگيرى از نادارى و تيره بختى توده ها ، و هشت - در اموال توانگران است آن اندازه كه براى فقيران كفايت كند ، و نه - فقر سبب سقوط اعتقادى و عملى انسان است ، و ده - زنده ماندن احكام و عمل شدن به آنها به عدل است . . .
تنبيه
در اينجا - با توجه به نظر محقّق سبزوارى - اشاره مىكنيم كه امروز كه جهان بر مدار اقتصاد مىگردد ، و تعيينكنندهء انواع سرنوشتهاى بشر اقتصاد است ، و اقتصاد انسانى - نه حيوانى و آكل و مأكولى - مبتنى بر توزيع عادلانهء اموال و امكانات و فرصتهاى معيشتى و رفع فقر و ذلَّت فقر از جامعه هاست ، آيا بهتر نيست كه اسلام - دين مظلوم حق و عدل - پا پيش نهد ، و مسأله تعديل ثروتها را حل كند ، و مشتى زالوى خونخوار را از جان نحيف و استخوانهاى پوكيدهء مستضعفان دور اندازد ، و همتراز خورشيد فرياد بزند : « * ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ ) * » ( قرآن كريم ) ، و
« أشركوا فقراءكم في أموالكم »
( امام على « ع » ) ، و
« إنّ النّاس إذا عدل بينهم يستغنون »
( امام صادق « ع » ) .
( 5 ) - مىبينيم كه شيخ انصارى بصراحت مىگويد كه وجوب