را از زندگى اقتصادى مسلمانان بزدايند ، يعنى اثر آن را خنثى كنند ، پس بر امّت محمّدى ستم روا داشتند ، و ثروتها را روى هم انباشتند ، و به آراستن خانه ها پرداختند ، و ساكنان كاخها شدند ، و در خانه هاى خود به اتراف و اسراف مشغول گشتند ، پس « حرث » و « نسل » را تباه ساختند ، و چندان پردامنه به تبهكارى پرداختند كه - به تعبير « قرآن كريم » « 1 » - اصلاح آن ممكن نيست ، و روششان هماره همين است ( حتى در انقلابها ) ؛ و نام نيك اسلام را لكَّه دار كردند ، و روششان هماره چنين است . و ديگر براى آنان شمشير أبيّ بن كعب يا شمشير ديگرى برق نمىزند . و اكنون چنان است كه برخى از آن كسان كه بايد به ساده زيستى تمام بگرايند ، و خود و فرزندان به داشتن خانه ها و ساختمانهاى مجلَّل و باغهاى ييلاقى نزديك نشوند ، به سبك معيشت آنان گرويدند و با آنان يار شدند . و اسلام را چونان پوستينى وارونه پوشيدند ؛ در نتيجه ، احكام مترقّى دين خدا پوشيده ماند ، و قسط قرآنى مغلوب گرديد ، و كتاب خدا مهجور گشت ، و جوانان بسيارى سرخورده شدند . . . خدايا ! اعتقادات جوانان ، اميد اميدواران ، و ايمان مؤمنان را به رحمت واسعهء خودت محفوظ بدار ، و به لطف عميم خويش ، پس از آنكه مردم را به راه راست هدايت كردى ، از راه راست منحرفشان مساز ! . . .
سخن در بارهء زكات تفصيلى بيشتر دارد كه خواننده را براى آگاه شدن از آن به فصل بعد « زكات غير رسمى » ، و « نگاهى به سراسر فصل » آن ارجاع مىدهيم . بايد توجّه داشت كه اين دو فصل : « زكات رسمى » و « زكات غير رسمى » ، توأمان يك ديگرند ؛ پس به آن فصل نيز رجوع شود ، و آيات و احاديث هر دو فصل - در تأييد هم - مورد دقّت و تفقّه و تأمّل قرار گيرد .
هامش
« 1 » . « سورهء شعرا » ( 26 ) : 152 .