كه مىخواست قرآنها را بنويسد ، نويسندگان قصد آن داشتند واوى را كه در « سورهء براءة ( برائت ) » در آيهء * ( وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ ) * » هست حذف كنند « 1 » ، و ابىّ - رضى الله عنه - به ايشان گفت : يا بايد آن را بياوريد و يا شمشيرم را بر گردنم خواهم نهاد ( و با شما خواهم جنگيد ) ، پس واو را آوردند » . « 2 » و اين نيز به نوبهء خود دليلى است بر آزمندى متكاثران مال پرست ، كه مىخواستند اين آيه از احبار و رهبان مذكور و منظور تجاوز نكند ، و مسلمانانى را كه از سيم و زر براى خود گنج فراهم آورده و مىآورند شامل نشود .
و ابن ابى حاتم ، از سدّى ، در بارهء اين آيه : * ( « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ ) * » روايت كرده است كه گفت : « اينان اهل قبلهاند » « 3 » يعنى هدف آيهء شريفه مسلمانانند ، اگر بدين كار دست يازند . و اين سخن خود دليلى بر اين است كه سرمايه دارانى در ميان مسلمان بودند كه مىكوشيدند تا آن تفكَّر تكاثرى را ترويج كنند ، و اصل آيه را منحصر به يهوديان سازند .
و اين چيز تازه اى در بارهء عملكرد توانگران و پول پرستان نيست ، يعنى آن كسان كه پيامبر خدا « ص » در بارهء آنان فرمود :
« كلّ درهم عندهم صنم « 4 »
( 1 ) هر درهمى براى ايشان بتى است » . و ما از آنان در فصلهاى مخصوص به ايشان در جلدهاى سوّم و چهارم سخن گفتهايم .
خواستاران مىتوانند به آنجاها رجوع كنند . آرى ، پرستندگان مال و بت پرستان امّت و پيشينيان ايشان ، در آن واقعه ، از بركت شمشير صحابى دور انديش ، أبيّ بن كعب ، موفّق نشدند « واو » را از « آيهء كنز » بيندازند ؛ ليكن از اين بابت به پيروزى رسيدند كه - تا امروز - همهء آيه
هامش
« 1 » . يعنى همين « واو عطف » ، در * ( « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ »
، كه اگر حذف شود ، مطلب « كنز » ( گنج كردن طلا و نقره و مژدهء عذاب بر آن ) مربوط مىشود به اخبار و رهبانى از يهوديان و مسيحيان كه در اوّل آيه ذكر شدهاند ، و اگر باقى باشد ، جمله ، مستأنفه مىشود ، و شامل مسلمانانى نيز مىشود كه دست به چنين كارى بزنند .
« 2 » . « الدّرّ المنثور » 3 / 232 .
« 3 » . همان مأخذ .
« 4 » . « جامع الاخبار » / 129 - 130 ؛ « بحار » 22 / 354 .