نيز بعنوان نمونه مىتوان اشاره كرد به رفتار تشجيعگر امام علىّ بن ابى طالب « ع » ، در بارهء ابو ذر غفارى و قيامهاى او براى اصلاح امور مالى و وضع معيشتى جامعه ، و دفاع شورانگيز او از طبقات محروم ، و وضعگيرى انقلابى او در برابر سرمايهء فراوان ( تكاثر ) و معيشتهاى پر ريخت و پاش ( اتراف و اسراف ) . « 1 » و همچنين ديگر قلَّه هاى افراشتهء دين ، كه براى اظهار حق ، و احياء عدل ، و بيدار كردن مردم به پا مىخاستند و شورش به پا مىكردند ، و راه روشن مبارزه با بيعدالتى و برپا دارى قسط را نشان مىدادند ، از جمله :
- اصبغ بن نباته مجاشعى ، و ديگر يارانش از « شرطة الخمس » ، « 2 » - رشيد هجرى ، - ميثم تمّار ، - حجر بن عدى و يارانش ، - عبد الله بن عفيف ازدى ، - سعيد بن جبير تابعى ، - يحيى بن امّ الطَّويل ، و ديگر انقلابيّون ، از سادات حسنى و سادات حسينى ، و فقهاى انقلابى سده هاى نخست . و اكنون مايهء تأسّفى شديد است ، كه تاريخ اين سده ها ، از نظر « سياست » و « اقتصاد » و « فقه » و « روشهاى انقلابى و دگرگونساز » ى كه وجود داشته ، تحليل و تبيين نگشته است . . .
بارى ، و اين بازگشت و گرايش به برخى از آراء فقيهان قديم براى
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 403 ؛ « عبده » 2 / 17 - 18 ، و ديگر متون و منابع مهم تاريخ اسلام .
« 2 » . در بارهء « شرطة الخميس » « بحار » 4 / 11 ، پانوشت ، و 34 / 271 و 274 ، و جاهايى ديگر ( 25 / 175 ؛ 36 / 60 ؛ 39 / 132 ؛ 40 / 260 و ) ؛ نيز « تاريخ طبرى » ، حوادث سالهاى 38 و 39 .