اين در مورد فقر طبيعى و برخاسته از علَّتهاى طبيعى است ، امّا توده هاى مستضعفى كه ناكامى و فقر بر ايشان تحميل شده است ، شايد قيام كردن براى احقاق حقوق ايشان و باز پس گرفتن آن حقوق ، و داد ايشان را از ستمگران اقتصادى و قارونان مالى گرفتن ، و به تنگدستى سخت آنان رضا ندادن ، از مهمترين واجبات محسوب شود ، و « قرآن كريم » - چنان كه در آيهء معروف آمده است - مردمان را به مبارزه در اين راه برانگيخته است . « 1 » پس آن جامعهء اسلامى كه اسلام براى ساختن آن مىكوشد ، جامعهء تكافل و هميارى ، جامعهء مواسات و مساوات ، جامعهء عزّت و بىنيازى ، جامعهء برادرى و همزيستى ، جامعهء وحدت صادقانه و انسجام امت است ، نه جامعهء از هم بريدن و قطع رابطه كردن ، جامعهء خودخواهى و تفاوتهاى فاحش در زندگى ، جامعهء فرعونيّت و قارونيّت از يكسو ( اقليت ) و جامعهء نيازمندى و زبونى ، و جامعهء ضدّ برادرى و همزيستى و يگانگى و انسجام از سويى ديگر ( اكثريّت ) ، هيهات - و صد هيهات - كه اين اسلام باشد ، و مورد رضاى امام زمان « عج » .
در فصلهاى پنجگانهء آينده - به خواست خدا - در بارهء « سطح زندگى براى توده ها » ، از نظر اسلام سخن خواهيم گفت .
تذييل وقف ( انفاق ماندگار در طول زمانها ، براى هزينه هاى گوناگون خدايى - مردمى )
قرآن
هامش
« 1 » . « سورهء نسا » : 75 .