نگاهى به سراسر فصل
آيات و احاديث و توضيحاتى كه در فصلهاى صدگانهء باب يازدهم و باب دوازدهم آمده است ، بيشتر دليل بر لزوم رساندن آذوقه و نفقه به توده ها و تأمين نيازمنديهاى مردم است ، خواه مربوط باشد به از بين بردن تكاثر ( از آن جهت كه از علَّتهاى عمدهء فقر فقيران و نيازمندى نيازمندان است ) ، يا از ميان بردن فقر ، كه اغلب از نتايج شوم تكاثر ، و برخاسته از تجاوز اقتصادى و ظلمهاى معيشتى است .
بنا بر آنچه ياد شد ، ما از آوردن اين فصل بىنياز بوديم ، ليكن از آنرو به آن پرداختيم تا يادآوريى براى چيزهايى باشد كه در خلال فصلهاى ديگر و محتواهاى آنها آمده است ، و توضيحى باشد براى جنبه هاى اين هدف بزرگ اسلامى و انسانى ، و سببى گردد براى عملى شدن اين همه تعاليم دور انديشانه و جهتدار و جهتبخش آيات سماوى و احاديث اسلامى .
ما هنگامى كه تعاليم اسلامى مربوط به مسألهء اموال و انفاق و همگانى كردن عملى آنها را به صورتهاى مختلف آن ملاحظه مىكنيم - كه مقدارى از آنها گذشت - آشكارا متوجّه مىشويم كه اسلام قصد آن دارد كه :
- اجتماعى بدون فقر بسازد ؛ از اين رو جز آن رضا نمىدهد كه همهء افراد اجتماع اسلامى در فراوانى معيشت روزگار بگذرانند و از مسكنت و فقر دور بمانند ( مگر كسانى كه فقر را از روى اختيار بعنوان يك رياضت در زندگيى زاهدانه برگزيدهاند . كه البته وجود چند تنى با اين خصوصيت مقياسى براى اجتماع و افراد آن محسوب نمىشود ) .
- و در جامعهء اسلامى ، سيماى فقر و سؤال و گدايى و ذلَّت مالى مشاهده نشود ، چنان كه مثلا ، امام كاظم « ع » ، در « احاديث زكات » مىفرمايد :
« و أغنه ، إن قدرت أن تغنيه
( 1 ) اگر توانايى آن را دارى كه فقير را بىنياز كنى ، بىنياز كن ! » . پس كسانى كه از دست يافتن به معيشتها و نعمتها ، به سبب بيمارى يا آفتى ديگر محروم ماندهاند ، بر ديگران واجب است كه زاد و توشه به ايشان برسانند ، تا آنان نيز به حدّ كفاف و بسندگى معيشت دست يابند . و