فصل سوم در كيفيّت تحجّر جواهر معدنى
چون حرارت مائى مستولى شود بر اجرام ارضى كه با مائى آميخته باشد ، و مخمّر شده كه آن را گل خوانند ، حرارت طبيعى مثل حرارت شعاع آفتاب ، يا حرارتى غير طبيعى چون مجاورت جام « 1 » گرم ، يا حرارتى صناعى چنان كه گل را در آتش نهند ، و آتش متواتر مىافروزند ، تا در آن گل رطوبت نماند ، و يبوست بر وى غالب گردد ، سفال « 2 » گردد . و چون تأثير حرارت بافراط باشد رطوبت را نشف كند ، تا صلب گردد ، و مانند سنگ شود « 3 » . و اگر با تخمير آن گل اجزاء هوائى آميخته بود ، آن سنگى باشد رخو بر مقدار آميختگى اجزاء هوائى . و اگر تخمير آن را بيشتر انضمامى بود ، و خالى باشد از تخلخل ، و اجزاء آن كمتر باشد ، آن سنگ « 4 » در غايت صلابت باشد
هامش
( 1 ) - م ، ن ، ج : حام
( 2 ) - ع : و سفال
( 3 ) - كلمه « شود » در م ، ج :
نيست
( 4 ) - ن ، ج : آن سنگ در سنگ .