حاصل آيد ، يا برعكس كه فصل « 1 » برودتى ، يا هبوب بادهاى شمال يا جنوب « 2 » بموضعى مىرسد ، يا مانعى بود كه نرسد ، يا دريائى باشد بر مهبّ آن بادها ، تا بخارات « 3 » بدان موضع مىرساند ، و يا دفع مىكند . اين جمله تغيّرات بسبب تغيّر « 4 » هوا باشد . و بواسطهء اين تغيّرات « 5 » تغيّر تجاويف زمينها باشد . و اكثر تكوين معادن در زمستان باشد . و اكثر ظهور جواهرى كه بسبب حرارت ظاهر شود ، در تابستان بود . و علّت حقن بخارات باشد كه بسبب سردى « 6 » هوا تحليل نپذيرد ، و تغيّرى « 7 » حاصل شود . بعد « 8 » از آن بسبب حرارت تابستان منحل شود « 9 » و فضول اين « 10 » مترشّح گردد به ظاهر « 11 » ، چنان كه بيشتر رطوبات در ابدان حيوانات در زمستان « 12 » محتقن باشد ، و بتابستان « 13 » تحليل پذيرد ، و ترشّح كند به عرق ، تقطير مسام و غير آن ، بسبب ( آنكه ) حرارت تفتيح « 14 » كند . و بخارات را به ظاهر افكند . و برودت برعكس اين معنى « 15 » باشد . و منع « 16 » تحليل و احتقان ازو حاصل آيد « 17 » .
و تكوّن معدنيّات را اسباب مختلف بسيار است ، بعضى بطريق احتراق « 18 »
هامش
( 1 ) - ب : يا بواسطهء فصل - ع : فضل
( 2 ) - ب : شمال و جنوب كه
( 3 ) - ج ، ن : يا بخارات
( 4 ) - ج ، ن : تغيير
( 5 ) - ع : تغيرات
( 6 ) - ب : كه بسردى
( 7 ) - ج :
و تغييرى
( 8 ) - ب : و بعد
( 9 ) - ع : منجلى
( 10 ) - ب ، ن : و فصول آن
( 11 ) - ب :
و به ظاهر - « به ظاهر » در : م ، نيست
( 12 ) - كلمه « در زمستان » در : ج ، ن ، نيست
( 13 ) - ع : بتابستان - ج : و در تابستان
( 14 ) - ب : تفسيح ؟
( 15 ) - كلمهء « معنى » فقط در : ع ، است
( 16 ) - ع : و ميغ
( 17 ) - م : به ظاهر آيد
( 18 ) - ب ، ن ، ج :
بعضى باحتراق .