و نسبت آن بمار از دو جهت است : يكى آنكه هرگاه آن را با شير يا شراب بسايند و بمار گزيده دهند سودمند باشد .
و در كتاب جواهر آمده است كه سنگ مار ( حجر الحبة ) را اگر بمارگزيده بياويزند نافع باشد . شايد مراد از حجر الحبة همين مارمهره باشد .
و ديگر آنكه مارمهره را از پس سر افعى بيرون آرند ، و در اول كه خارج كنند نرم است ، و بعد از آنكه هوا به دو رسد متحجر گردد و به صورت سنگ درآيد . ( جماهر ص 207 ) .
( 46 ) - ص 144 س 4 حجر يرقان
و آن را حجر الخطاطيف هم خوانند . ( تحفه ) .
( 47 ) - ص 145 س 3 حجر العقاب
بيرونى حجر العقاب را لقب الماس دانسته و از خرافاتى كه دربارهء معدن الماس به زبان عوام جاريست اين داستان را ذكر كرده است :
« گويند طالبان الماس در آشيانهء عقاب بر روى بچهاش شيشهاى نهند بهطورىكه عقاب جوجهء خود را ببيند ولى به دو نرسد . در اين حال عقاب پرواز كند و قطعهء الماسى با خود آورد و بر روى شيشه نهد . و اين عمل را تكرار كند . وقتى چند قطعه الماس جمع شد ، الماسها را بگيرند و شيشه را بردارند ، تا عقاب گمان كند كه عملش نتيجه داده است . و گذاشتن الماس روى شيشه سبب دفع شيشه شده است . و باز شيشه را بعد از مدتى دوباره بر روى جوجه نهند تا الماس بيشترى تحصيل كنند » . ( جماهر ص 99 و 102 ) .
( 48 ) - ص 150 س 4 مرقشيثا ، ذهبى يا ذهبانى
بنام حجر النور و حجر روشنائى هم ناميده شده است . و با نوعى از آن كه آن را برنجه گويند لعل را جلا دهند .
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٨٩