( 49 ) - ص 155 س 2 حجر اليهود
و آن را حجر الزيتون و زيتون بنى اسرائيل هم نامند . و اين سنگى است كه در بيت المقدس و كوههاى شام متكون شود . و آن سنگ املس گرد و گاهى دراز باشد . و اجود آن زيتونى است كه بر او خطهاى متقاطعى باشد .
( تذكره اولى الالباب انطاكى و تحفه ) .
( 50 ) - ص 156 س 6 بزاق القمر
در تمام نسخ تنسوقنامه و همچنين در كتاب العرايس و بعضى از كتب طبى « براق القمر » براء مهمله است . اما در چند كتاب ديگر چون جواهرنامهء غياث الدين منصور و معرفة الجواهر شريف كاخكى و كتاب مفردات مخزن الادويه « بزاق القمر » با زاء نقطهدار آمده است .
غياث الدين در جواهرنامه در توصيف حجر القمر گويد : « عرب آن را بزاق القمر گويد و آن سنگى است كه بر آن نقطهايست كه آن نقطه بفزودن ماه مىافزايد و بكاستن آن مىكاهد » .
و در معرفة الجواهر هم كه عبارت آن بمانند جواهرنامه است « بزاق القمر » بزاء است .
و صاحب كتاب مفردات مخزن الادويه در چند موضع از كتاب ذكر آن نموده و همه جا « بزاق القمر » ضبط كرده است . در جايى گويد « بزاق آب دهن و بزاق القمر حجر القمر است » .
و در جاى ديگر كه حجر القمر را ياد كرده گويد : « و آن را بزاق القمر و زبد القمر و بهندى چندركاست گويند » .
و باز در موضع ديگر گويد « و آن را بصاق القمر هم گويند . و بصاق آب دهن باشد » .
و از نظر ترادف معنى بزاق با بصاق كه هر دو بمعنى آب دهن است بزاق بازاء راجح مىنمايد .
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٩٠