آمده و عين عبارت جماهر اين است :
« و ذكر ان جذبه الحديد يضعف بالثوم و البصل اذا دلك بهما و انه يعود الى فعله و يقوى اذا نقع فى الخل اياما و قيل ايضا فى دم التيس » .
( ص 214 ) .
( 39 ) - ص 134 س 10 و جذب و انجذاب در بسيارى از چيزها حاصل است غير مقناطيس
عبارت نارساست و موهم آنست كه جذب و انجذاب در مقناطيس نيست ، در صورتى كه مقصود اين نيست ، و مراد آنست كه مقناطيس تنها بجذب و انجذاب اختصاص ندارد بلكه در بسيارى از چيزها جذب و انجذاب باشد .
( 40 ) - ص 135 س 7 انكژد
انكژد ( بفتح اول و ضم سوم و فتح ژاء ) صمغ ، و صمغى بدبو كه به عربى حلتيت گويند .
و آن صمغ درخت انكدانست و آن را انكوژه و انغوزه هم گفتهاند .
( 41 ) - ص 135 س 13 آوردهاند كه در دست بختيشوع سنگى يافتند در درجى نهاده -
داستان حجر الحلق چنان كه خواجه در اين كتاب ياد كرده و گويد در دست بختيشوع يافتند به اين صورت درست نيست ، بلكه داستان مربوط بغلام بختيشوع است كه در كتاب جماهر چنين حكايت شده است كه : « بختيشوع را سنگى بود در درجى مختوم . از غلامش بسيل ( در فهرست : سبيل ) پرسيدند كه خاصيت اين سنگ چيست ؟ گفت جواب اين سؤال را ندهم مگر آنكه امير المؤمنين ( متوكل خليفه ) ضمانت كند كه مرا بروم فرستد ، چون پس از مرگ مخدومم ( بختيشوع ) مايل بماندن در عراق نيستم .
متوكل سوگند ياد كرد كه غلام را چنان كه خواسته است بروم فرستد .
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٢٨٦