[ فصل در تركيب مثلث ] و كيفيّت عمل آن
بگيرند « 1 » يك ثلث عنبر ، و در ديكچه سنگين « يا كاسهء چينى « 2 » » كنند .
و بگذارند ، و يك ثلث « 3 » عود بر سرش « 4 » كنند ( و نيك بجوشانند ) ، تا باهم نيك بياميزد « 5 » . و ثلثى « 6 » ديگر مشك را سحق كنند « 7 » ( بغايت نيكو ) ، و با او بياميزند « 8 » .
( و ) به اين اعتبار او را مثلّث خوانند « 9 » ، [ بعد از آن با روغنبان سحق كنند « 10 » . ]
هامش
( 1 ) - كلمهء ( بگيرند ) فقط در - ع - است
( 2 ) - در هيچيك از نسخ جز - ع - نيست
( 3 ) - ب : تا بگدازد و ثلث ديگر - م ، ج ، ن : و بگذارد و ثلث ديگر
( 4 ) - ج ، ب : بر سر وى
( 5 ) - ب : تا باهم درآميزد
( 6 ) - ب ، ج ، ن : و ثلث
( 7 ) - ن ، ج : كرده
( 8 ) - ب : و باهم بياميزد
( 9 ) - ب ، ج ، ن : گويند - ب افزوده : و اللّه اعلم بالصواب . چنانچه خاقانى فرمودهزان مربع نهند منقل را * تا مثلث در آذر اندازند( 10 ) - اين جمله هم كه در ميان قلاب گذاشته شده تنها در - ع - است .