[ فصل در معرفت موميائى و خاصيّت او
موميائى از چشمهاى برون مىآيد ، و بمقل مانند است .
و او را بعضى از حكماء شمع الماء گويند ، از آنچه بگداختن و نرمى چون موم است .
و او از جمله كبار ادويه است ، و لايق خزانهء ملوك و سلاطين .
و بعضى گويند چشمهايست در غارى به مهر پادشاه آن موضع كه چشمه دروست . هر سال بوقت تابستان در غار بگشايند ، و دامى چون غربالى دائم پيش چشمه نهادهاند ، آنچه گرد آيد در همهء سال ، بحضور مشرف پادشاه بردارند .
و قومى بر آنند كه در زمين مغرب و فرنگ در كلّه سر آدمى مىيابند ، تباه شده . اين موميائى بحقيقت مجرّب است ، چه اين عمل صنعت يونانيان است كه موميائى از چشمه مىگيرند . و از كلهء سر آدمى و بعضى از اعضاء آدمى گيرند . و اعضاء آدمى در ميان انگبين در صندوقى سنگين مدّت يك هزار سال در زير خاك پنهان مىكنند ، از آن