فصل در صفت لادن و خواص آن « 1 »
( از بلاد شام آرند ، و ) « 2 » از موى و ريش بز حاصل كنند .
و اصل آن چيزى دوسنده « 3 » باشد كه ( در آن حدود ) بر گياه نشيند . « و بز ( آن گياه دوست دارد ) ، آن را بخورد . چون بز مىخورد « 4 » » لادن بر ريش و موى او مىبندد . هرچه بر ريش و مويهاى ( پيش ) او بود پاك باشد ، و با زردى زند . و آن را فرسى خوانند .
و آنچه بر ران و سم او نشيند « 5 » ، با سرگين آميخته بود . ( و با ناپاكى و روث « 6 » ) .
خاصيت لادن « 7 » ، در داروها به كار دارند . روغن او موى را زيادت كند ، ( و برآورد ) . و اگر به زير آبستن « 8 » دود كنند ، بچه مرده بيفكند « 9 » .
و بخيانت عنبر كنند .
هامش
( 1 ) - ع : در معرفت لادن و خاصيت او
( 2 ) - ب : لادنى از اطراف شام آرند
( 3 ) - ع : دوسنده - م : بر دوشنده
( 4 ) - ع : و بز آن را بخورد چون بز مىخورد
( 5 ) - م : نشيند - ع : بندد
( 6 ) - در - ع ، ب - نيست
( 7 ) - ج ، ن ، م : خاصيت او
( 8 ) - ع : بر آبستن
( 9 ) - ج ، ن : بيفكند - ع : بيفكنند .