مانند گاو در ولايت قرقيز باشد . از توابع زمين « 1 » تركستان ( و ) در جانب شمال ( آن ولايتها بيشتر مىباشد .
و آنچه ) ازو دستهء كارد و شمشيرها سازند ، استخوان ( اوست ، و ) زردرنگ باشد ، و نقشها برو بود . و باشد كه بسرخى مائل بود « 2 » .
و هرچه از جانور جوان « 3 » سازند ، محكم و استوار ( تر ) باشد . و خوشرنگتر ( و صافىتر ) بود . و آنچه پير شده باشد تيرهرنگ و خورد « 4 » باشد .
( و ) پادشاهان آن را به قيمت بسيار بخرند « 5 » . و در ( جانب ) چين نيك پسنديده دارند « 6 » ، و در مغرب و ديگر بلاد همچنين .
( و در تاريخ ) آوردهاند كه در روزگار « 7 » خلفاء « 8 » مصر بازرگانى دستهاى كارد بزرگ از دندان ختو بمكّه برده بود ، و ايشان طلب ختو مىكردهاند ، آن دستهء كارد بشانزده هزار دينار مصرى بخريدند .
خاصيّت او آنست كه هركه با خود دارد زهر برو كار نكند . و چون زهر بنزديك او برند « 9 » ، مانند عرقى بر استخوان ختو نشيند . از اين سبب مطلوب « پادشاهان « 10 » » است .
هامش
( 1 ) - ( زمين ) تنها در - ع - است
( 2 ) - م : باشد
( 3 ) - م : از جانوران - ج ، ن : آن جانور جوان
( 4 ) - ع : و خورده
( 5 ) - م : خرند
( 6 ) - ( دارند ) در - ج ، ن - نيست
( 7 ) - ع : كه بروزگار
( 8 ) - ع : خليفه
( 9 ) - ع : اورسد
( 10 ) - تنها در - ع - است .