فصل « 1 » در معرفت احجارى « 2 » كه مناسبتى با شرف جواهر دارد « 3 »
هرچند در مرتبهء آن نباشد . تفاصيل « 4 » آن در كتب خواصّ احجار منقول است از متقدّمان ( كه ) « 5 » ذكر احجار بسيار كردهاند ، و هريك را از آن خاصّيّتى گفته . بعضى از آن در [ اين ] روزگار مشهور و معروف ( اند ) ، و بعضى مجهول ، و اكثر اهل زمان از معرفت آن قاصر . آنچه معروف [ بود ] و مشهور « 6 » آورده شد . از [ آنكه ] احجار بعضى آنست كه بارى سبحانه و تعالى بيافريده است ، تا مردم در آن بحسب ارادت « 7 » [ و رويّت ] تصرّف مىكنند ، كه آن ضرورت « 8 » معيشت ايشان « 9 » [ است ، و بىآن ضرورت صورت نبندد كه امور معيشت ايشان ] بنظام
هامش
( 1 ) - اين فصل هم در سه نسخهء م ، ج ، ن نيست
( 2 ) - ع : احجار
( 3 ) - ب : در صفت احجارى كه آن را مناسبتى هست با جوهر شريف - عرايس :
مناسبتى باشد با جوهر شريف
( 4 ) - ب : و در تفاصيل
( 5 ) - ع : ( كه ) ندارد
( 6 ) - ب : و مشهور است
( 7 ) - ب : در آن مردم كسب ارادت
( 8 ) - ع : ضرور است
( 9 ) - ب : انسان .