اگر حك آن سفيد بود ، هرچه او كند و گويد ، مردم پسنديده دارند .
و اگر سياه بود هرچه آرزوى او « 1 » باشد بيابد . و هركه با او در حق و باطل خصومت كند ، مقهور و مخذول گردد « 2 » .
و اگر زرد باشد زنان او را دوست دارند ، و برو عاشق شوند .
و اگر نيلگون باشد به هيچ كس حاجت خويش برندارد ، الّا كه بنجح مقرون شود .
و اگر آسمانگون « باشد » ، از هيچ « 3 » حال دلتنگ نشود . و جادوئى « 4 » بر وى كار نكند . و از شرّ سلاطين آمن « 5 » باشد .
و اگر سبز باشد بهر حرب كه روى آرد « 6 » ، مجروح نگردد [ و اگر زخمى به دو رسد كارگر نيايد « 7 » ] « و هيچ غمى به دو نرسد « 8 » » .
نوع « 9 » پنجم
سنگى است آسمانگون .
اگر حك آن سفيد باشد صاحب آن پيوسته دلتنگ بود .
و اگر سياه باشد ، در چشم مردم پسنديده بود .
و اگر سبز باشد ، بهر چاهى و جوئى كه دراندازند ، آب آن نقصان گيرد . و تا با آن « 10 » شخص بود نطفهء او نقصان مىگيرد .
هامش
( 1 ) - ب : هرچه او را آرزو
( 2 ) - ب : مقهور گردد
( 3 ) - م : در هيچ
( 4 ) - ب : و جادوى
( 5 ) - ب : ايمن
( 6 ) - ب : كه رود ازو
( 7 ) - ب : ندارد
( 8 ) - در - م ، ج ، ن - نيست
( 9 ) - كلمهء ( نوع ) در ب : نيست
( 10 ) - م : و اگر با آن