تمام كند .
و اگر برنگ نيل باشد . از اهل « 1 » قبيله و عشيره هيچكس برو « 2 » عاصى نشود . و محبوب و مرغوب مردم باشد .
و اگر آسمانگون باشد هرگز وى را جراحت نشود .
و اگر كراثى « 3 » باشد ، بر هر درخت كه بياويزند ، باران بسيار آيد « 4 » .
و اگر سياه باشد زهرى باشد قاتل « 5 » .
نوع دوم « 6 »
سنگى است سياه .
اگر بحك بسايند و « 7 » سفيد باشد پازهرى باشد « بغايت » نيك ، به نسبت با همه زهرها « 8 » .
و اگر زعفرانى « 9 » رنگ باشد ، هركه آن را با خود دارد ، از پياده رفتن خسته و مانده نشود .
و اگر نيلگون باشد ، از هيچ « 10 » چيز نترسد « و پيوسته آمن « 11 » باشد « 12 » » .
هامش
( 1 ) - كلمهء اهل در - م - نيست
( 2 ) - ب : به روى
( 3 ) - ب : گرانى
( 4 ) - م : بارد
( 5 ) - م : زهرى باشد قاتل - ب : زهر قاتل بود
( 6 ) - ب : دوم ( نوع ) ندارد
( 7 ) - ب : بحك آب او
( 8 ) - ب : زهرى باشد نيك به نسبت پازهرها - م : نيك باشد با همه زهرها
( 9 ) - ج ، ن : زعفران
( 10 ) - ب : او هيچ
( 11 ) - ب : ايمن
( 12 ) - در ج ، ن : نيست .