آنكس برود . تا آنگاه كه با آب گرم بشويند ، و پاك كنند « 1 » . و به روغن زيت چرب كنند « 2 » .
و بهترين او آنست كه زود بگدازد .
و طبيعت او گرم و خشك است ، بدرجهء سوم . و درو سمّيّتى هست ، شش را خشك كند ، و باشد كه هلاك كند .
و درو قبضى تمامست . عرق « 3 » النسا را نافع بود ، و اعصاب « 4 » را زيان دارد . و اعضاء مسترخى را سود دارد « 5 » .
و در آبى كه در آن « 6 » زاج بوده باشد . اگر بدان سروتن بشويند و ادمان كنند « 7 » تب آرد .
فصل در صفت حجر نوشادر و خواصّ او
نوشادر [ نيز ] چند نوع است : اوّل معدنى است .
و بهترين نوشادر آنست كه مانند بلور باشد . و اكثر لون او سفيد بود « 8 » مانند « 9 » نمك ريزه .
و آوردهاند كه موضع آن حيوان « 10 » كه آن را سمندر [ مىخوانند ]
هامش
( 1 ) - م : بشويد و پاك كند - ج ، ن : و پاك بكند
( 2 ) - ع : پاك كنند
( 3 ) - ب : و عرق
( 4 ) - م ، ب : اعصاب
( 5 ) - ب : نافع بود
( 6 ) - م ، ب : و در داروهائى كه درو
( 7 ) - ب : كند
( 8 ) - ج ، ن ، م : آن سفيد باشد
( 9 ) - ع : مثل
( 10 ) - ب : در موضع آن حيوانى بود .