بلغم لزج كند . و طبع را نرم گرداند « 1 » .
و نوعى ديگر « 2 » را ارمنى خوانند .
و بهترين انواع نطرون است كه از جانب « 3 » مصر آرند . ( و ) آن عالى است « 4 » نشف رطوبت كند . و در صناعت ( اكسير ) « 5 » مستعمل باشد .
و بيشتر بورهها چون آبى « 6 » روانست ، چون هوا بر وى زند « 7 » متحجّر « 8 » و منجمد گردد .
و اگر بوره را « 9 » به انگبين « 10 » بسرشند ، و در خم سركه كه شيرين باشد افكنند « 11 » ، و سه روز سر خم « 12 » استوار كنند ، [ سركه درو ] بغايت ترش گردد .
و اگر بوره را با زهرهء سام ابرص بياميزند ، و در آب حل كرده « 13 » ، در موضعى كه آنجا مار بسيار باشد بپاشند ، ماران گرد آيند « 14 » .
و اگر بورهاى كه رنگ آن بسرخى گرايد ، با صدف بسايند ، و در بينى زنى دمند كه خواهند كه بدانند دوشيزه است يا نه « 15 » ، اگر او را عطسه آيد ، دوشيزه باشد . و اگر عطسه نيايد « 16 » روى گشاده « 17 » بود .
هامش
( 1 ) - ب : ورا نرم گرداند
( 2 ) - ب : و ديگر نوع
( 3 ) - كلمهء ( جانب ) در - م ، ن ، ج : نيست
( 4 ) - ع : آورند آن عالى است
( 5 ) - ب : اكثير ؟
( 6 ) - م : آب
( 7 ) - ع : چون هوائى بر او زند - م : هوا بر وى خورد
( 8 ) - ب :
منجم ؟
( 9 ) - ( را ) در - ج ، ن - نيست
( 10 ) - م ، ب : با انگبين
( 11 ) - ع :
سركه شيرين اندازند
( 12 ) - م : سر خم را
( 13 ) - ب : كنند و
( 14 ) - ع : بپاشند ماران بگريزند - ب : بريزند ماران گرد آيند
( 15 ) - م : يانى
( 16 ) - م :
نيارد
( 17 ) - نيايد روى گشوده - ب : و اگرنه گشادهروى .