زرنيخ « 1 » را چون خرد بسايند ، و با صمغ عربى حل كنند ، لونى باشد زرد « 2 » ، كه بر كاغذ و غير آن نقشها « 3 » كنند .
و اگر آن را با كلس بياميزند ، و آب به روى ريزند ، تا چون طحين « 4 » عجين شود ، و بر موضع موى طلى كنند ، موى را از اصل ببرد « 5 » .
و اگر « 6 » زرنيخ زرد و ( زرنيخ ) سرخ را « 7 » تكليس « 8 » [ كنند ] بطريق اصحاب صناعت ، تا سفيد شود ، و ( آن را ) با قدرى بوره [ بر مس ] گداخته نهند « 9 » ، مس را سفيد كند .
و اگر زرنيخ ( را ) بسوزند ، و دندان « 10 » را بدان بمالند ، زردى و سبزى دندان را پاك « 11 » كند . و گوشت اصول دندان را محكم گرداند ، و خون آمدن بازدارد .
و اگر زرنيخ را ( خرد ) بسايند ، و در آب « 12 » حل كنند ، و جائى كه خواهند « 13 » كه مگس را دفع كنند « 14 » آنجا بنهند ، مگسان كه به آن آب برسند « 15 » بميرند . و زرنيخ زهريست قاتل « 16 » .
هامش
( 1 ) - م ، ب : و زرنيخ
( 2 ) - در م : نيست
( 3 ) - ب : و غيره نقاشيها - ج ، ن : و غير آن نقاشيها
( 4 ) - ب : تا چون طخى - ج ، ن : تا چون ملحين
( 5 ) - ع :
بكشد
( 6 ) - ج ، ن : اگر
( 7 ) - ( را ) در ج ، ن : نيست
( 8 ) - ب : بكلس - ج ، ن ، م : مكلس
( 9 ) - ع : طرح كنند
( 10 ) - ع : زرنيخ سوخته دندان
( 11 ) - ع : آن را پاك
( 12 ) - ب : بسايند خورد و بر آب
( 13 ) - ب : كه خواهد
( 14 ) - ع : كند
( 15 ) - ع : رسند
( 16 ) - ب : زهر قاتل است - ع : زهريست مهلك .