مىدارند . و بدان حيلت « 1 » بر خصم خويش غلبه مىكنند « 2 » ، و مقهور مىگردانند « 3 » .
و محمّد زكرياء رازى « 4 » در كتاب خواصّ آورده است 54 كه در زمين « 5 » تركستان عقبهايست كه چون ستوران « 6 » بر آن [ عقبه ] بخواهند « 7 » گذشت سمّ ايشان « 8 » در نمد گيرند . و نيك « 9 » آهسته روند ، اگر هيچگونه سمّ ستورى در سنگى كوبد « 10 » حالى ميغى « 11 » [ تاريك پديد آيد . و ابرى تيره حادث گردد . ( و باران ] باريدن گيرد ، اگر زمستان بود راه بسته شود ) .
و از اين سنگها بعضى بشهرهاء تركستان برند . و چون خواهند كه باران آيد « 12 » ، سنگى از آن در آب نهند « 13 » و معلّق بياويزند . باران باريدن گيرد .
و حكايت اين عقبه به محمّد زكريا مخصوص نيست بلكه اين سخن ( شايع و مستفيض است ، كه در تركستان عقبههاست كه در او سخن بلند ) نتوان گفت . و هيچچيز « 14 » در آب « 15 » نتوان شست . و
هامش
( 1 ) - ب : و بدان صفت و سبب - م : و بدان سبب
( 2 ) - م : غالب مىآيند
( 3 ) - ب : افزوده : ( حكايت )
( 4 ) - كلمهء ( رازى ) تنها در - ع - است
( 5 ) - ( زمين ) در - ج ، ن ، م - نيست
( 6 ) - ب : سواران
( 7 ) - ع : خواهند
( 8 ) - ب : اسبان
( 9 ) - م ، ب : و بغايت
( 10 ) - ع : در سنگى گيرد - ب : بسنگى آيد
( 11 ) - ب : در حال ميغ - ع : حالى ميغ
( 12 ) - ب : چونكه باران نيايد
( 13 ) - ع : نهاده
( 14 ) - ( چيز ) در ج ، ن نيست
( 15 ) - ( در آب ) تنها در ع است