و اغلب لؤلؤ نيكو وردى باشد « 1 » ، يا تبنى . و نوعى « 2 » از زرد باشد ، كه آن را رصاصى « 3 » گويند ، يعنى شبه قلعى « 4 » و آن نيكو نبود .
چهارم رنگى بود كه آن را طاوسى « 5 » خوانند . و آن سفيدى باشد كه اندك با سبزى « 6 » زند . و چون بروشنائى « 7 » دارند مانند قوس قزح « 8 » نمايد . و آن را اعتبارى نشمرند « 9 » ، از آن جهت كه آب او زود بگذرد « 10 » . و بعضى نيز باشد كه پايدار و نيكو بود .
پنجم را فقاعى خوانند ، كه با وجود سرخى اندك « 11 » تيرگى دارد برنگ فقاع .
ششم را « 12 » شمعى خوانند [ كه ] ما بين زردى و سبزى باشد .
هفتم را « 12 » رمادى خوانند ، كه اندكى « 13 » با سياهى زند .
هشتم را « 12 » زيتونى گويند [ كه تيره باشد برنگ زيتون ، ] و بعضى « آن را نحاسى خوانند « 14 » » .
نهم را جصّى خوانند « 15 » . و نحاسى [ و جصّى ] بىآب باشند .
و بدترين همهء انواع « اين دو نوع « 16 » » ( باشد . و فقاعى و شمعى و رمادى و عدسى ميانه بود . و بعضى فقاعى را از حساب رمادى شمرند .
و اختلاف رنگها ناپسنديده بود . و آنچنان باشد كه بر مرواريد
هامش
( 1 ) - ب : با وردى بود - ن ، م : يا وردى افتد
( 2 ) - ب : و نوعى ديگر
( 3 ) - ب : رصاخى
( 4 ) - م ، ن ، ج : قلعى شبه
( 5 ) - ب : رصاخى ؟
( 6 ) - ع : اندكى بسبزى
( 7 ) - ب : با روشنائى
( 8 ) - ع ، ب : قوسوقزح ؟
( 9 ) - ع : اعتمادى نشمرند - ب : اعتمادى بشمرند
( 10 ) - ن : بگذارد
( 11 ) - ب : اندكى
( 12 ) - ع : ششم ، هفتم ، هشتم
( 13 ) - ب : اندك
( 14 ) - ب : نحاسى و عدسى و زيتونى درشت گلها به كار دارند
( 15 ) - ع : نهم جصى باشد
( 16 ) - ( اين دو نوع ) فقط در ع : است .