است و اگر مراد از نظر را ناظر بر ثواب بدانيم ، در معنى « نظر » بايد « رؤيت » را تقدير گرفت و با تقدير گرفتن « رؤيت » ديگر تقدير گرفتن « ثواب » درست نيست و زيادى خواهد بود بنابراين مراد از آيه همان رؤيت خدا است و امّا آنها كه ديدن خدا را جايز نمىدانند دلايلى ذكر كردهاند كه عبارتند از :
1 - آيهء 103 سورهء انعام : « چشمها خدا را درنمىيابند » « 1 » گويند قبل و بعد اين آيه در مدح حق تعالى است پس در اين آيه عدم ادراك خدا توسط چشمها ، بايد مدح خدا باشد در نتيجه ادراك خدا بوسيلهء چشمها بايد نقض بر خدا و محال باشد .
2 - اگر ديدن خدا ممكن بود پس در حال حاضر بايد بتوانيم خدا را بهبينيم و حال آنكه نمىبينيم پس ديدن خدا ممكن نيست .
3 - اگر خدا مرئى مىبود بايد مقابل چيزى واقع مىشد و يا در حكم مقابل قرار مىگرفت نظير ديدن انسان روى خود را در مقابل آئينه و چون خدا مقابل چيزى واقع نيست پس ديدن خدا ممكن نيست مىگوئيم اين دلايل در نفى رؤيت حق تعالى درست نيست نادرستى دليل اوّل اينكه در آيه آمده است « چشمها خدا را ادراك نمىكنند » و چون ادراك ، ديدن شىء از تمام جوانب آن است و حق تعالى داراى جوانب نيست پس ادراك يعنى ديدن از تمام جوانب در مورد حق تعالى محال است . دليل دوّم درست نيست ، چون با فرض حضور مرئى و وجود شرايط ديدن باز هم ديدن خدا واجب نخواهد بود ، و اگر هم واجب بودن ديدن را بپذيريم ليكن آن در مورد مخلوقات خواهد بود نه خدا . دليل سوّم آنان نيز درست نيست زيرا آنچه گفتهاند كه در مورد ديدن شرط است كه بايد مرئى در مقابل و يا در حكم مقابل باشد وجود چنين شرطى محل نزاع است و استناد به محل نزاع اثبات مطلوب نمىكند ، فرضا بپذيريم كه در ديدن مرئى بايد مقابل يا در حكم مقابل باشد ليكن اين شرط ديدن شىء حاضر است ، نه براى ديدن شىء غايب » « 2 » .
هامش
( 1 ) .لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ- سوره انعام آيه 103 .
( 2 ) . اللّه يصّح أن يكون مرئيّا . . . و المعتمد فى المسئله الدلائل السمعيّه احدها قوله تعالى :قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِيأنّ رؤية الله تعالى معلّقة باستقرار الجبل و هو ممكن و المعلق على الممكن . . . فأن قيل الرّؤية معلّقة على استقرار الجبل حال كونه متحرّكا و ذلك محال . . . و الجواب سلّمنا أنّ الجبل فى تلك الحالة كان متحرّكا لكنّ الجبل بما هو جبل يصحّ السكون عليه . . . ثانيهما أنّ موسى عليه السّلام سأل الرّؤية و لو لم تكن الرّؤية جايزة لكان سئوال موسى عبثا و جهلا ثالثها قوله تعالىوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌو النّظر أمّا أن يكون عبارة عن الرؤية فصحّ الغرض و أمّا . . . عن - دنبالهء پاورقى در صفحهء بعد