تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

« نتيجهء بحث »

بو على بيانى داشت كه علم حق تعالى به امور جزئى بر وجه جزئى جايز نيست . فخر رازى بر اين كلام بو على اعتراضى وارد نمود و خواجه به اعتراض او پاسخ داد كه تكرار نمىكنيم ، ليكن آنچه تأييد مىكند جواب خواجه را اين است كه فخر رازى گاه مىگويد علم از مقولهء اضافه است « تغيّر » در علم حق تعالى « تغير » در اضافهء محضهء عارض بر ذات حق تعالى مىباشد كه حكما آن را جايز مىدانند نه آنكه « تغيّر » در صفت حقيقيّهء او باشد و در مورد ديگر مىگويد : « تغيّر » در اضافهء عارض بر ذات حق تعالى همانند « تغيّر » در صفت حقيقيّهء او است و فرقى ميان آن دو نيست . كه در واقع فخر رازى « تغيّر » در صفت حقيقيّهء بارى تعالى را هم جايز دانسته و هم جايز ندانسته است . فخر رازى كه در « شرح اشارات » بر اين كلام بو على كه : علم حق تعالى بجزئيّات بر وجه جزئى محال است تشكيك مىكند . در « المباحث المشرقيهء » آن را مورد تأييد قرار داده است كلام او در « المباحث المشرقيه » چنين است : « اگر حق تعالى علم حاصل كند كه مثلا زيد در خانه است پس از خروج زيد از خانه اگر علم حق تعالى به حالت اوّل خود باقى باشد اعتقادش جهل خواهد بود كه بر خدا محال است و همچنين موجب « تغيّر » در علم او خواهد شد چون اعتقادش در قبل از خروج زيد ، علم است و بعد از خروج جهل و اگر علم حق تعالى به حالت اوّل خود باقى نماند « تغيّر » در علم حق تعالى حاصل خواهد شد كه محال است » « 1 » . بنابراين اقوال فخر رازى بر اينكه علم حق تعالى بجزئيّات بر وجه جزئى ممكن است يا نه به ظاهر متناقض‌اند . از طرفى فخر رازى در « شرح اشارات » اعتقاد پيدا كرده كه علم حق تعالى بجزئيّات بر وجه جزئى جايز است چون علم از مقولهء اضافه است لذا « تغيّر » در اضافهء عارض بر حق تعالى موجب تغيّر ذات حق تعالى نخواهد شد . ليكن او علم را در بعضى از موارد از « مقولهء كيف » مىداند ؛ چنانچه در « شرح اشارات » خود مىگويد :
هامش
( 1 ) . . . . لو كان البارى تعالى عالما بأنّ زيدا فى الدّار فأذا خرج زيد عن الدّار فلا يخلو أمّا أن يبقى علمه المتعلّق بأنّه فى الدّار او لا يبقى و محال أن يبقى لوجهين أمّا اوّلا فلأنّه لو كان معتقدا لكونه فى الدّار بعد خروجه عنها كان ذلك الأعتقاد جهلا و الجهل على الله تعالى محال و أمّا ثانيا فلأنّ ذلك يوجب التغيّر لأنّ ذلك الأعتقاد كان علما قبل خروجه عن الدّار و صار جهلا بعد خروجه عنها و أن لم يبق ذلك الأعتقاد بل حصل عقبه اعتقاد آخر فقد وقع التغيّر فى العلم و ذلك على الله تعالى محال . . . المباحث المشرقيه - ج 2 - صفحهء 476 .
بررسى و داورى در مسائل اختلافى ميان دو فيلسوف اسلامى خواجه نصير طوسى و امام فخر رازى ( فارسى ) — صفحة 243 | سيد حسن حسنى