فرض معدوم بودن علّت ممكن نيست .
ديگر آنكه فخر رازى كه مىگويد : بو على در ابطال تسلسل يادآورى نكرد از اينكه تقدّم زمانى علّت بر معلول جايز نيست ، درحالىكه اين يادآورى لازم بود . اين اعتراض بر خود فخر رازى هم وارد است چون در « محصّل » « 1 » در بيان اثبات واجب الوجود ابطال تسلسل مىنمايد ولى يادآورى ننموده كه تقدّم زمانى علّت بر معلول محال است .
بعلاوه بو على در موردى در « اشارات » مىگويد :
« گاه چيزى بعد از چيز ديگرى است ولى اين امر مانع از آن نيست كه آن دو ، داراى زمان واحد باشند » « 2 » .
اين كلام صريح است بر اينكه علّت گرچه بر معلول تقدّم ذاتى دارد ولى معيّت زمانى دارند .
بنابراين طبق اين شواهد همانگونه كه خواجه مدّعى است اعتراض « فخر رازى » بر بو على در مسئلهء اثبات واجب الوجود وارد نيست و استدلال بو على در اثبات مقصود او كفايت مىكند .
هامش
بقيه پاورقى از صفحهء قبل - فلحضور شىء او غيبته . . . بو على - اشارات - از شرح خواجه بر اشارات - ج 3 - صفحهء 19 .
( 1 ) . فخر رازى - محصّل - المطبعة الحسينيّه - طبع اول - المصر 1323 ه - صفحهء 108 .
( 2 ) . . . . الشّىء قد يكون بعد الشّىء و أن لم يمتنع أن يكونا فى الزّمان معا . . . و تقول حركّت يدى ثمّ تحرّك المفتاح و أن كانا معا فى الزّمان . . . بو على - اشارات - از شرح خواجه - ج 3 - صفحهء 109 .